تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1396برچسب:, | | نویسنده : مقدم

بدون شک بازار موتورسیکلت‌های کروزر آمریکایی روز به روز داغ‌تر می‌شود و با توجه به این موضوع، شرکت سوزوکیقصد دارد با موتورسیکلت بولیوارد C90 Blacked-Out در این کلاس بدرخشد. شاهکار جدید موتورسیکلت‌ساز ژاپنی از پیشرانه ۱۴۶۲ سی‌سی V دوقلو قدرت می‌گیرد و همان طور که از نامش پیدا است، در بخش‌های مختلف پوشش مشکی دارد تا ظاهر شیطانی و هندلینگ تندوتیز خود را حفظ کند. همچنین سوزوکی، نمای سفت و سخت و جدی این موتورسیکلت را به عنوان اصلی اساسی حفظ کرده است. 

موتورسیکلت سوزوکی Boulevard C90 B.O.S.S

هارلی دیویدسون بازار نوظهور و روبه رشد موتورسیکلت‌های سوزوکی را در کشور هند، تهدیدی بزرگ قلمداد می‌کند؛ پس در آسیا هم سوزوکی رقابت سختی در پیش دارد. در این که سوزوکی محصول خوبی ساخته است تردیدی وجود ندارد، اما رقابت با محصولات آمریکایی تثبیت‌شده کار بسیار دشواری است. موتورسیکلت بولیوارد به نوعی مقلد هارلی دیویدسون FLST است و از همان فرمول پیروی می‌کند؛ تایر جلوی بزرگ، گلگیر پرحجم و پررنگ و دوشاخ‌های جادار با قطر زیاد جزو ویژگی‌های موتورسیکلت هارلی هستند. بنابراین اهمیت تقلید به عنوان بهترین و اولین راه رقابت با محصولات شرکت بزرگی همچون هارلی دیویدسون در این پروژه مشخص می‌شود. 

طراحی

موتورسیکلت سوزوکی Boulevard C90 B.O.S.S

در قسمت جلو، طراحی خلوت، به خطوط اجازه می‌دهد تا گرداگرد پنل اطلاع‌رسانی و محفظه سوخت جریان یابند. این ویژگی تا زیر زین و در طول بال یا دوشاخ سفت و سخت کناری ادامه پیدا می‌کند. سوزوکی در طراحی قاب موتورسیکلت بولیوارد از مدل سافتیل (Softail) هارلی دیویدسون الهام گرفته است؛ چنین ظاهری ذهن را به سمت عصری که هارلی از قاب‌های محکم و نمای سریده (Glide) استفاده می‌کرد، هدایت می‌کند. تمام این جزئیات، بولیوارد را برای خریداران خاصی در بازار آمریکا، متمایز می‌کند.

تعلیق

در این بخش اولین کلماتی که برای توصیف موتورسیکلت به ذهن می‌رسد، «کوتاه» و «عریض» هستند. سوزوکی قابی سنگین با لوله‌های دوتایی و همینطور نگهدارنده‌ای (Cradle) دوبل برای پیشرانه بولیوارد در نظر گرفته است و به حالت مخروطی آن را ادامه داده است تا ظاهر ریترو یا معاصری حاصل شود. بال کناری مثلثی به لطف هیدروک شاک مخفی در درون خود تصویری وهم‌آمیز خلق می‌کند. این بال علی‌رغم نمای سطحی خود، با نماهای ظاهری مرسوم‌تر قابل مقایسه است و قسمت پشتی را عاری از شلوغی و زیباتر کرده است.

اسلایدر‌های دوشاخ با قطر زیاد به همراه شرودهای (Shrouds) فلزی، وزن قابل‌توجهی به قسمت جلو افزوده‌اند. تعلیق ۱۳ سانتی‌متری دوشاخ‌ها در سطوح ناهموار، حرکت راحتی را رقم می‌زند. اگرچه تعلیق این موتورسیکلت با گزینه‌های تجملی یا تیونینگ خودکار سروکار ندارد؛ بولیوارد ۲۰۱۸ موتورسیکلتی نیست که به چنین موارد بی اهمیتی توجه کند.

موتورسیکلت سوزوکی Boulevard C90 B.O.S.S

تایر جلوی ۱۷ اینچی و تایر عقب ۱۶ اینچی باعث حرکت روان و چاق چرخ دنده می‌شوند. رینگ‌های مشکی رنگ بولیوارد، وزن بصری بیشتری به قسمت پایین اضافه می‌کنند. درست شبیه به تعلیق، ترمز‌های بولیوارد هم بدون هیچ گزینه مکمل و ریزسیستمی عرضه می‌شوند و در عین حال به خوبی وظیفه خود را انجام می‌دهند، کنترل خوب و پاسخ مناسبی هم دارند.

پیشرانه

مهندسین شرکت سوزوکی در انتخاب پیشرانه موتورسیکلت بولیوارد، فقدان اجزای فرعی و گجت‌های ترمز و تعلیق را مد نظر قرار داده‌اند. آن‌ها از پیشرانه بزرگ V تویین که کم و بیش به عنوان الگویی بین موتورسیکلت‌های آمریکایی رایج است، استفاده کرده‌اند. اگرچه این ایستگاه قدرت‌رسانی در زاویه‌ای بیش از ۴۵ درجه (که در محصولات هارلی دیویدسون رواج دارد) تنظیم شده است؛ اما شبیه به یک دونات غول پیکر به نظر می‌رسد.

موتورسیکلت سوزوکی Boulevard C90 B.O.S.S

درحالی که این پیشرانه در کلاس خود، بزرگ‌ترین نمونه نیست، با حجم ۹۰ اینچ مکعب (۱۴۶۲ سی‌سی) برای ارضای نیاز راننده به سرعت و همینطور ایجاد محدودیت معقول، مناسب است. رادیاتور بزرگی که روی لوله‌های پایینی قرار دارد، وظیفه خنک کردن پیشرانه را بر عهده دارد و نسبت به سایر بدنه مخفی و نامحسوس به نظر می‌رسد.

 

 

موتورسیکلت سوزوکی Boulevard C90 B.O.S.S

طبق معمول، سوزوکی از پوشش سیلندر SCEM یا نیکل-فسفری-سیلیکون-کاربید و همینطور رینگ‌های کروم نیترید در راستای کاهش زوال مکانیکی حاصل از اصطکاک استفاده کرده است تا گرمای تلف شده از اجزای مکانیکی دور شود. ورود سوخت و هوا به پیشرانه توسط سیستم Auto Fast Idle مدیریت می‌شود. این سیستم دمای خنک‌کننده را می‌سنجد و با تعیین مخلوط مشخصی از سوخت و هوا، در حالت درجا و زمانی پیشرانه خنک است، کارکرد روانی را رقم می‌زند. دریچه گاز دوگانه سوزوکی هم مچ راننده را به لطف تسهیل ورودی بهتر، یاری می‌دهد و قدرت نرم و کاربردی را براساس موقعیت چرخش مچ، ارائه می‌دهد.

سیستم دستیار کلاج سوزوکی، تعویض دنده و کشیدن اهرم کلاج را آسان‌تر، سبک‌تر می‌کند و البته یک وقفه ضروری کوچک را هم فراموش نکرده است. سیستم انتقال قدرت پنج سرعته هم سایر تجهیزات را تکمیل می‌کند و برای پرسه‌زنی در بزرگراه‌ها در دور معقول، دنده‌بندی شده است.

قیمت

مدل جدید سوزوکی C90 B.O.S.S حدود ۱۲,۴۴۹ دلار (اندکی بیشتر از سال گذشته) قیمت خورده است. گارانتی ۱۲ ماهه هم به خریدار عرضه می‌شود که برای چنین موتورسیکلتی بد نیست. بولیوارد در رنگ خاکستری و مشکی قابل سفارش است.

رقیب

برای کسی که نمی‌خواهد پول خود را صرف برند هارلی کند و در عین حال به کروزرهای آمریکایی علاقه‌مند است، بولیوارد B.O.S.S ارزش توجه را دارد. از آنجا که اولین نگاه عامل اصلی انتخاب خریداران است، بد نیست نگاهی به نمونه‌ای مشابه از موتورسیکلت‌های کروزر بیندازیم که علاوه بر شباهت زیاد به سوزوکی بولیوارد C90، رقیبی موثر در گروه کروزر به حساب می‌آید. این موتورسیکلت هارلی دیویدسون فت بوی (Fat Boy) نام دارد. بارزترین تفاوت طراحی آن با C90 در چرخ‌ها دیده می‌شود. جایی که C90 به صورت اسپوک‌دار عرضه می‌شود، درحالی که فت بوی روی رینگ‌های سوراخ دار خالص سوار است که جذاب به نظر می‌رسند؛ اما باد زیادی تولید می‌کنند. این اتفاق حسی شبیه به عبور در باد مخالف یا زمانی که بین ایالت‌ها جابه‌جا می‌شوید، دارد.

موتورسیکلت هارلی دیویدسون Fat Boy

هر دو موتورسیکلت مرکز جاذبه کم و ایستایش عریضی دارند، اما ارتفاع محل نشستن هارلی (۶۶ سانتی‌متر) نسبت به بولیوارد (۷۲ سانتی‌متر) کمتر است. درحالی که هر دو خیلی به زمین نزدیک هستند، باید عرض ‌آن‌ها را هم در نظر گرفت و تصویری که پاهای راننده در دو طرف موتورسیکلت‌ها ایجاد می‌کند با حالت معمولی متفاوت است.

طبق معمول، در بحث قیمت گذاری، هارلی خیلی حریص است. مدل ویوید سیاه هارلی دیویدسون فت بوی ۱۸,۹۹۹ دلار قیمت دارد و با اعمال گزینه‌هایی چون رنگ دلخواه و موارد امنیتی تا ۱۹ هزار دلار هم افزایش می‌یابد. سوزوکی C90 در حدود ۱۳ هزار دلار قیمت دارد و اگرچه در یک رنگ عرضه می‌شود، اما در حدود ۵ هزار دلار ارزان‌تر است. شاید همین تفاوت قیمت و سایر ترفند‌های سوزوکی برای رقابت با هارلی بتواند خریداران آمریکایی را به سمت این برند جذب کند.

نظر شما در این مورد چیست؟



تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1396برچسب:, | | نویسنده : مقدم

همه‌ی ما می‌دانیم که ریاضیات بسیار سخت است، آنقدر سخت که یک صفحه از ویکی‌پدیا به مسائل حل‌نشده ریاضی اختصاص داده شده است. این درحالی است که بسیاری‌ از باهوش‌ترین افراد دنیا همیشه در‌حال کار کردن روی این مسائل بوده‌اند.

 

اما همان‌طور که اوری تامپسون در پاپیولار مکانیک اشاره می‌کند، این مسائل حداقل در ابتدای راه بسیار ساده به‌نظر می‌رسند، آنقدر ساده که هرکسی با دانشی ابتدایی از ریاضی می‌تواند آنها را درک کند، اما متاسفانه اثبات این مسائل بسیار سخت است. ما از لیست تامپسون استفاده کردیم و فهرست خودمان را از مسائل به‌ظاهر ساده ریاضی که البته حل‌شان مشکل است ارائه دادیم به این امید که شاید شما را به‌خود جذب کند:

حدس اعداد اول دوگانه

اعداد اول اعدادی هستند که تنها بر خودشان و ۱ بخش‌پذیر هستند. تا آنجایی‌که ما می‌دانیم، تعداد اعداد اول بی‌شمار است و ریاضی‌دانان سخت درتلاش برای یافتن بزرگ‌ترین عدد اول بعدی هستند.

اما تعدادی از اعداد اول هستند که حاصل تفریق آنها ۲ است، مثل ۴۱ و ۴۳. آیا تعداد این اعداد نیز بی‌نهایت است؟ هرچه اعداد اول بزرگ‌تر می‌شوند، یافتن این دوقلو‌ها سخت‌تر می‌شود، اما از لحاظ تئوری این اعداد نیز باید بی‌نهایت باشند. مشکل اینجاست که هنوز هیچ‌کسی نتوانسته این بی‌نهایت بودن اعداد اول دوگانه را اثبات کند.

مسئله حرکت دادن مبل

 

مسئله حرکت مبل

این مشکلی است که اکثر ما احتمالا با آن دست‌ و پنجه نرم‌ کرده‌ایم و زمان اثاث‌کشی به یک آپارتمان جدید و آوردن مبل‌ به آن ساختمان، با آن برخورد کرده‌ایم. البته شما باید برای آوردن مبل به اتاق نشیمن آن را از گوشه‌ای عبور دهید. ریاضی‌دانان می‌خواهند بدانند که بزرگ‌ترین مبلی (بدون درنظر گرفتن شکل) که شما می‌توانید از زاویه‌ای ۹۰ درجه‌ای بدون خم کردن آن، عبور دهید چقدر است (ریاضی‌دانان به این‌ مسئله ازجنبه دوبعدی آن نگاه می‌کنند). تامپسون توضیح می‌دهد:

بزرگ‌ترین منطقه‌ای که با گوشه و زاویه سازگار درمی‌آید، ثابت مبل نامیده می‌شود. هیچ‌کس به‌طور دقیق نمی‌داند که این عدد چقدر است، ولی ما مبل‌های بزرگی داریم که می‌دانیم این عدد حداقل به‌بزرگی آنهاست. ما همچنین مبل‌هایی داریم که اندازه‌‌ی آنها با این مقدار سازگار نیست، پس این اندازه از آنها کوچک‌تر است. درمجموع می‌دانیم که ثابت مبل چیزی بین ۲/۲۱۹۵ تا ۲/۸۲۸۴ است.

حدس کولاتز

حدس کولاتز یکی‌ از مشهورترین مسائل حل‌نشده‌ی ریاضی است و از آنجایی که بسیار ساده است، شما می‌توانید آن را برای بچه‌های مدارس ابتدایی توضیح دهید و آنها احتمالا آنقدر به این مسئله جذب خواهند شد که سعی کنند جوابی برای خودشان پیدا کنند. مسئله این‌گونه است: ابتدا یک عدد انتخاب می‌کنید (فرقی ندارد که چه عددی).

حدس کولاتز

اگر این عدد زوج بود، آن را به ۲ تقسیم کنید و اگر فرد بود آن را در ۳ ضرب و سپس به‌علاوه ۱ کنید. این پروسه را برای عدد جدید به‌دست آمده ادامه دهید. عددی که سرانجام به آن می‌رسید همیشه ۱ خواهد بود (به عنوان مثال اگر عدد انتخابی ۶ باشد: ۶، ۳، ۱۰، ۵، ۱۶، ۸، ۴، ۲، ۱).

این حدس به‌همین اندازه که ساده است، به‌همین اندازه نیز جواب می‌دهد. اما مشکل این‌جاست که اگرچه ریاضی‌دانان میلیون‌ها عدد را پیدا کرده‌اند که تابع این قاعده است، نتوانسته‌اند عددی را پیدا کنند که طبق این قاعده پیش نرود. تامپسون توضیح می‌دهد:

احتمال این وجود دارد که عددی بسیار بزرگ که میل‌به بی‌نهایت دارد یا عددی که در یک چرخه گیر کند و هرگز به ۱ نرسد وجود داشته باشد، ولی تابه‌حال کسی نتوانسته این عدد را پیدا کند و آن را ثابت کند.

حدس بیل

حدس بیل این‌گونه است:

اگر Ax + By = Cz در نظر بگیریم و A، B، C، x، y، و z همگی اعداد صحیح مثبت باشند (همه اعداد بیشتر از ۰ باشند)، A، B، و C باید همگی یک عامل اول مشترک داشته باشند. عامل اول مشترک بدین‌معناست که هرعددی باید بر همان عدد اول یکسان پخش‌پذیر باشد. مثلا عامل اول مشترک اعداد ۱۵، ۱۰، و ۵، پنج می‌شود (همه آنها بر عدد اول ۵ بخش‌پذیرند.)

این مسئله تابه‌حال که ساده به‌نظر می‌رسد و شاید شما نمونه آن را در درس جبر دبیرستان حل کرده باشید. اما مشکل این‌جاست که ریاضی‌دانان هنوز نتوانسته‌اند حدس بیل را با x، y، و z بزرگ‌تر از ۲ حل کنند. به‌عنوان مثال اگر عامل اول مشترک ما ۵ باشد:

۵۱ + ۱۰۱ = ۱۵۱

اما

۵۲ + ۱۰۲ ≠  ۱۵۲

جایزه‌ای ۱ میلیون دلاری برای کسی که بتواند به‌طور کارشناسی این مسئله را ثابت کند، قرار داده شده است، پس شروع به اثبات آن کنید.

مسئله مربع محاطی

مسئله مربع محاطی

این مسئله نیازمند کمی رسم شکل است. روی یک کاغذ، یک شکل حلقه‌مانند بکشید (این شکل لزوما نباید شکل خاصی باشد و تنها باید یک حلقه بسته باشد که خودش را قطع نکند). براساس فرضیه‌ی مربع محاطی داخل این حلقه، شما باید بتوانید مربعی بکشید که تمام چهار گوشه‌ی آن داخل حلقه باشد. این کار به‌نظر ساده می‌رسد، اما از نظر ریاضی، تعداد احتمالات شکل‌های حلقه بسیار زیاد است و درحال‌حاضر غیرممکن است که بگوییم آیا مربع خواهد توانست در تمامی این شکل‌ها جای بگیرد. تامپسون می‌نویسد:

این مسئله برای تعدادی دیگراز اشکال هندسی مثل مثلث و مستطیل حل شده است، اما این که برای مربع هم جواب خواهد داد یا خیر، کمی مبهم است و تاکنون اثباتی ازسوی ریاضی‌دانان صورت نگرفته است.

حدس گلدباخ

این حدس که شبیه‌به حدس اعداد اول دوگانه است، مسئله‌ی ساده دیگری درمورد اعداد اول است و شهرت آن به‌دلیل پیچیدگی درعین سادگی است. مسئله اینجاست که آیا می‌توان هرعدد صحیح زوج بزرگ‌تر از ۲ را به‌صورت مجموع دو عدد اول نوشت؟ ابتدا این‌گونه به‌نظر می‌رسد که بله. مثلا عدد ۴ مجموع دو عدد اول ۳ و ۱ است؛ یا عدد ۶ مجموع دو عدد اول ۵ و ۱ است و این روند ادامه دارد. 

اما علی‌رغم سال‌ها تلاش، تابه‌حال هیچ‌کس نتوانسته ثابت کند که این قاعده همیشه و برای همه اعداد جواب می‌دهد. حقیقت این است که اگر ما اعداد را بزرگ و بزرگ‌تر کنیم و به‌همین روند ادامه دهیم، شاید به عددی برسیم که برابربا مجموع دو عدد اول نباشد یا عددی باشد که تمامی قوانین و منطقی را که تابه‌حال از آن استفاده می‌کردیم نقض کند. مطمئن باشید ریاضی‌دانان تا جوابی برای این مسئله پیدا نکنند از کار خود دست نخواهند کشید.



جدیدترین تراشه پرچم‌دار کوالکام یعنی اسنپدارگون ۸۴۵، قابلیت‌های گسترده‌ای همچون گرافیک، پشتیبانی از دوربین و پردازش هوش مصنوعی ارائه می‌دهد؛ حال این شرکت از قابلیت دیگری به نام پخش صوت پرده‌برداری کرده است که به کاربران خود امکان پخش موسیقی از طریق چندین دستگاه بلوتوث به‌طور همزمان می‌دهد.

به‌عنوان مثال، گروهی از افراد می‌توانند از طریق هدفون‌های بلوتوث خود به یک موسیقی مشابه گوش دهند یا می‌توان در منزل از طریق اسپیکرهای چندگانه، پادکست‌هایی را اجرا کنید. در واقع این قابلیت با ارسال مجدد خودکار و از بین رفتن بسته به‌صورت پنهانی، امکان هماهنگ‌سازی داده‌ها را میسر می‌سازد.

این نوع پخش صدای یک به چند، قابلیت‌های بلوتوث سنتی را به‌گونه‌ای ارائه می‌دهد که آن را تبدیل به یک ویژگی منحصربه‌فرد در پلتفرم اسپیکر هوشمند می‌کند؛ به‌خصوص اگر ویژگی پخش در چندین مکان مختلف را به آن اضافه کنیم.

تاکنون به این فکر کرده‌اید که چرا باید صبح روز تعطیل که می‌خواهید به یک موسیقی کلاسیک گوش بسپارید، به‌جای این که آن را از دستگاه‌های موجود در منزل پخش کنید، به دستگاه‌های هوم پاد و اکو متصل شوید؟ البته اسپیکر هوشمند را نیز به این لیست اضافه کنید؛ با این حال قابلیت پخش صدا به کاربران این اجازه را می‌دهد که صداها و موسیقی‌های خود را از طریق روشی که مردم را به هم متصل می‌کند‌، به اشتراک بگذارند. با این تفاصیل، جای تعجب دارد که چرا اسنپدارگون، این قابلیت را زودتر از این‌ عرضه نکرده بود.



تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1396برچسب:, | | نویسنده : مقدم

ممکن است تصاویر شاسی‌بلند هیوندای سانتافه مدل ۲۰۱۹ را دیده باشید که مخصوص بازار کره جنوبی پیش‌بینی شده؛ اما اکنون جزئیات مربوط به نسل چهارم سانتافه برای فروش در ایالات متحده و دیگر کشورها تأیید شده است. مهم‌ترین این جزئیات شامل پیشرانه دیزل در سیستم محرکه خودرو است. علاوه بر این یکی از مقامات اجرایی هیوندای تأیید کرده که سانتافه هیبریدی نیز در راه است؛ اما این‌که برای کدام منطقه تولید می‌شود، فعلا مشخص نیست. با این حال بردن چنین پیشرانه‌ای به ایالات متحده به هیچ وجه عجیب نیست. در آینده نزدیک نسل جدیدشاسی‌بلند سانتافه (احتمالا تابستان امسال) در سراسر جهان به نمایندگی‌های فروش خواهد رسید.

برای نسل جدید، هیوندای نحوه‌ی نام‌گذاری خودرو را اصلاح می‌کند؛ به جای این‌که خریداران بخواهند نسخه پنج صندلی سانتافه را سانتافه اسپرت بخوانند، اکنون تنها نام آن سانتافه خواهد بود. بعدها نوع هفت صندلی با فاصله محوری طولانی، به‌عنوان سانتافه XL نام‌گذاری خواهد شد. در نهایت هیوندای قصد دارد یک شاسی‌بلند ۳ ردیفه جدید با ظرفیت هشت سرنشین و نام جدید تولید کند.

2019 hyundai santa fe / شاسی‌بلند هیوندای سانتافه مدل 2019

در این طرح یک مانع کوچک و تا حدودی گیج‌کننده وجود دارد؛ اگر خریدار بخواهد نسخه مجهز به پیشرانه چهار سیلندر توربودیزل ۲.۲ لیتری با حدود ۲۰۰ اسب بخار و ۴۳۴ نیوتن‌متر داشته باشد، یک صندلی ردیف سوم کوچک هم وجود دارد. هیوندای می‌گوید این صندلی برای «شرایط ضروری» استفاده خواهد شد و اشاره می‌کند که اتاق ممکن است در آن کمی تنگ باشد.

شاسی‌بلند سانتافه ۲۰۱۹ کمی نسبت به سانتافه قبلی، از نظر حجم کابین بزرگ‌تر می‌شود و فاصله محوری آن به ۲۷۶.۶۱ سانتی‌متر می‌رسد که در مقایسه با مدل ۲۷۰ سانتی‌متری کنونی کمی بزرگ‌تر است. طول کلی خودرو در مدل جدید به ۴۷۷.۰۱ سانتی‌متر افزایش می‌یابد؛ درحالی‌که مدل کنونی با طول ۴۶۹.۹ سانتی‌متر در دسترس قرار دارد. در نتیجه فضای نشستن مسافر به ۳۱۳۴.۷ لیتر افزایش می‌یابد ولی این رقم در مدل کنونی ۳۰۵۸ لیتر است.

علاوه بر پیشرانه دیزل، خریداران قادر به انتخاب دو پیشرانه بنزینی هستند. مدل پایه از یک پیشرانه چهار سیلندر ۲.۴ لیتری با ۱۸۵ اسب بخار بهره می‌گیرد و مشتریان می‌توانند آن را به پیشرانه چهار سیلندر ۲.۰ لیتری توربوشارژ با قدرت خروجی ۲۳۲ اسب بخار ارتقاء دهند.

 

صرف‌ نظر از انتخاب پیشرانه، شاسی‌بلند سانتافه مدل ۲۰۱۹ همراه با جعبه‌دنده هشت سرعته اتوماتیک ارائه می‌شود که جایگزین نسخه ۶ سرعته موجود خواهد شد. به گفته مسئولان هیوندای این جعبه‌دنده حاصل طراحی داخلی برند کره‌ای و سبک‌تر و کارآمد‌تر از مدل کنونی خودروی سانتافه است. جعبه‌دنده جدید به سیستم چندمنظوره تمام چرخ محرک با حالت‌های اسپرت، نرمال و هوشمند متصل می‌شود.

2019 hyundai santa fe / شاسی‌بلند هیوندای سانتافه مدل 2019

چهارمین نسل سانتافه دارای ظاهر جعبه‌ای و ظریف‌تر نسبت به مدل فعلی است. جلوپنجره مشبک ۶ گوشه با طرح متالیک، جلوه چشم‌گیری به شاسی‌بلند محبوب می‌بخشد. چراغ‌های جلوی نازک همراه با طراحی زیبای چراغ مه‌شکن، به زیبایی بیش‌تر خودرو کمک می‌کند. طبق گفته‌های مهندسان هیوندای طراحی نازک ستون‌های جلو و استفاده از پنل‌های شیشه‌ای بزرگ‌تر در چهارچوب عقب، به میزان ۴۰ درصد دید راننده را افزایش می‌دهند.

در داخل نسل جدید شاسی‌بلند سانتافه بسیار خوش‌تیپ به نظر می‌رسد؛ بخش مرکزی جلو داشبورد بازطراحی شده است و در حالت استاندارد همراه سیستم اطلاعاتی و سرگرمی ۷ اینچی با پشتیبانی از اپل کارپلی و اندروید اتو ارائه می‌شود. چیدمان مورب نیز از انعکاس خیره‌کننده نور روی صفحه نمایش جلوگیری می‌کند.

با خرید پایین‌ترین مدل شاسی‌بلند سانتافه مجهز به تریم SE، خریداران مجموعه‌ی کاملی از فناوری‌های کمکی از جمله دستیار نور بالا، پیشگیری از برخورد با جلو، هشدار نقطه کور دید راننده، دستیار نگه داشتن خودرو در مسیر مستقیم، کنترل کروز انطباقی، پایش دید عقب و هشدار فاصله پارک را در اختیار خواهند داشت. یکی دیگر از امکانات سانتافه جدید، هشدار صندلی عقب است؛ این ابزار برای بسیاری از والدین مفید است که اگر کودکی در خودرو مانده باشد، با فلاش چراغ‌های جلو و صدای بوق به آن‌ها یادآوری می‌کند.

 


تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1396برچسب:, | | نویسنده : مقدم

کوالکام به‌عنوان غول تراشه‌سازی دنیا، به‌تازگی طراحی مرجع هدست واقعیت مجازی اسنپدراگون ۸۴۵ را معرفی کرده است. این هدست به دو نمایشگر با رزولوشن ۱۰۲۴ در ۱۱۵۲ پیکسل با قابلیت نمایش ۱۲۰ فریم در ثانیه مجهز است. این ارقام در مقایسه با دیگر محصولات بالارده‌ی بازار چندان رقابتی به نظر نمی‌رسند؛ برای مثال هدست اچ‌تی‌سی وایو پرو به دو نمایشگر با رزولوشن ۱۴۰۰ در ۱۶۰۰ مجهز شده است.

هدست اسنپدراگون ۸۴۵

طبق اعلام کوالکام، این هدست از قابلیت «Foveated rendering» برای تغییر رزولوشن هوشمند استفاده می‌کند؛ به این معنی که با تشخیص نقطه‌ی فوکوس کاربر، هدست رزولوشن بخش پیرامون نقاط فوکوس را کاهش می‌دهد. به لطف این قابلیت، هدست رزولوشن بیشتری در منطقه‌ی فوکوس ارائه خواهد داد. این قابلیت عملکرد کلی هدست و مصرف انرژی آن را نیز بهبود می‌بخشد. این هدست طبق اعلام کوالکام به چهار دوربین مجهز شده است؛ دو دوربین برای ردیابی حرکات چشم به کار می‌روند و دو دوربین دیگر در خارج آن تعبیه شده‌اند. اطلاعات چندان زیادی از این هدست در دست نیست؛ اما نکات زیادی در مورد پلتفرم موبایل کوالکام رسانه‌ای شده است. استفاده از ردیابی ۶ درجه‌ی آزادی سر در مقیاس اتاق و انجام هم‌زمان موضع‌یابی و مپینگ از جمله ویژگی‌های این هدست محسوب می‌شود.

هدست اسنپدراگون ۸۴۵ بر پایه‌ی مدل‌های پیشین ساخته شده است و پلتفرم‌های ۸۳۵ و ۸۲۰ الگوی ساخت آن بوده‌اند. هدست واقعیت مجازی اسنپدراگون ۸۴۵ از نظر عملکرد گرافیکی ۳۰ درصد قوی‌تر از نسخه‌های پیشین است. علاوه بر توان عملیاتی دو برابری نمایشگر، نسخه‌ی جدید ۳۰ درصد از نظر مصرف انرژی بهینه شده است.

هدست اسنپدراگون ۸۴۵

هدست واقعیت مجازی جدید کوالکام با چند تغییر کوچک نیز همراه شده است؛ پردازنده‌ی Kyro 385، واحد گرافیکی آدرنو ۶۳۰، پردازنده‌ی دیجیتال سیگنال Hexagon، پردازنده‌ی سیگنال تصویر Spectra 280 تنها برخی از ویژگی‌های سخت‌افزاری این هدست هستند. طبق اعلام کوالکام این هدست از صدای سه‌بعدی نیز پشتیبانی می‌کند. کوالکام سال گذشته طراحی مرجع هدست ۸۳۵ را MWC معرفی کرد و رونمایی و عرضه‌ی آن را به تابستان موکول کرد؛ بنابراین پیش‌بینی می‌شود که محصول جدید نیز طبق زمان‌بندی سال گذشته معرفی و عرضه شود.



تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1396برچسب:, | | نویسنده : مقدم

از زمانی که گالیله با تلسکوپ خود برای نخستین‌ بار به فضا نگاه کرد، حدود ۴۰۰ سال می‌گذرد. طی این مدت، ما انسان‌ها نه‌تنها در ستاره‌شناسی، بلکه در تمام زمینه‌های علمی پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌ایم. دانش ما در زمینه‌ی چینش آینه‌ها و عدسی‌ها و به‌ کار بردن فناوری‌های نوین در ساخت ابزارها، به ما این قدرت را داده است تا بتوانیم جهانی را که در آن زندگی می‌کنیم، ببینیم و از جایگاه خود آگاه شویم. شاید بسیاری از ما، لحظه‌ای که تلسکوپ فضایی هابل نخستین تصویر از کیهان را به زمین ارسال کرد، به یاد داشته باشیم؛ در آن لحظه‌ی هیجان‌انگیز بود که علم ستاره‌شناسی وارد دوره‌ی جدیدی شد و گام در مسیر پیشرفت نهاد. هابل، تلسکوپی بود که به ما در فهم کیهان کمک شایانی کرد و با ثبت تصاویری حیرت‌انگیز از نقاط مختلف فضا، این نکته را به ما یادآور شد که در این جهان هیچ نیستیم و باید قدر لحظه لحظه‌ی زندگی خود را بدانیم. علم ستاره‌شناسی نوین، به‌نوعی مدیون هابل است؛ تلسکوپی قدرتمند که قرار است به‌زودی جای خود را به جیمز وب بدهد.

مدتی پس از تکمیل فرآیند ساخت هابل، ایده‌ی ساخت تلسکوپی که بتواند جایگزین هابل باشد مطرح شد. ابتدا این تلسکوپ در حد ایده و نظریه بود؛ اما رفته‌رفته جدی شد تا این‌که بالاخره دانشمندان تصمیم گرفتند این تلسکوپ را بسازند. نام این تلسکوپ، جیمز وب است که سال ۲۰۱۹ به فضا پرتاب می‌شود. جیمز وب، یکی از پرهزینه‌ترین و پیشرفته‌ترین تلسکوپ‌های جهان است و ناسا بر سر تأمین بودجه‌ی لازم برای آن، با مشکلاتی مختلفی مواجه شد. این تلسکوپ، ساختاری پیچیده دارد و بر خلاف هابل، به دور زمین گردش نمی‌کند؛ بلکه در مداری دورتر و به دور خورشید گردش خواهد کرد. در این مطلب قصد داریم وارد جزئیات سازه‌ی پیچیده‌ی جیمز وب شویم تا اطلاعات بیشتری در مورد یکی از پیچیده‌ترین مصنوعات بشری کسب کنیم.

تاریخچه ساخت

ایده‌ی توسعه‌ی تلسکوپ جایگزین هابل، بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴ مطرح شد. این تلسکوپ مفهومی فروسرخ با دیافراگم ۴ متری، Hi-Z نام داشت و در مداری به فاصله‌ی ۳ واحد نجومی (سه برابر فاصله‌ی زمین از خورشید) به دور خورشید گردش می‌کرد. این مدار بسیار دور بود؛ اما مزیت‌هایی نیز داشت. این تلسکوپ همچنان در حد ایده باقی ماند تا این‌که طرح‌های دیگری مجدداً به این تلسکوپ جان تازه‌ای بخشیدند. دانشمندان نام اولیه‌ی این پروژه راNEXUS گذاشتند که در آن زمان بسیار نوآورانه بود؛ اما ناسا نظر دیگری داشت. در اواسط دهه‌ی ۹۰ میلادی، ناسا اعلام کرد روی پروژه‌ای سرمایه‌گذاری می‌کند که سریع انجام شود، بهترین باشد و کم‌ترین هزینه را داشته باشد؛ بنابر این مدیران ارشد ناسا، تمرکز خود را روی ساخت یک تلسکوپ فضایی ارزان‌قیمت گذاشتند. نتیجه‌ی این تصمیم، تلسکوپ مفهومی NGST با دیافراگم ۸ متر بود که در مدار L2 به دور خورشید گردش می‌کرد؛ اما ۵۰۰ میلیون دلار هزینه داشت.

jwst

ناسا پروژه را پذیرفت و بلافاصله با مرکز پروازهای فضایی گودارد، شرکت هوافضایی Ball و شرکت TRW قرارداد همکاری بست تا آن‌ها بتوانند به انجام مطالعاتی روی ملزومات فنی پروژه و همچنین هزینه‌های مختلف آن بپردازند. در سال ۱۹۹۹، ناسا مسئولیت ساخت نسخه‌ی اولیه از این تلسکوپ مفهومی را به عهده‌ی شرکت لاکهید مارتین و TRW گذاشت. در سال ۲۰۰۲، تلسکوپ مفهومی ساخته شد و TRW قبول کرد که در ازای دریافت مبلغ ۸۲۴.۸ میلیون دلار، تلسکوپ NGST را که اکنون با نام جیمز وب شناخته می‌شود، به‌طور کامل بسازد و تا سال ۲۰۱۰ آن را تحویل ناسا دهد. اواخر سال ۲۰۰۲، شرکت TRW توسط نورث‌روپ گرومن خریداری شد و پروژه جیمز وب نیز به این شرکت هوافضایی واگذار شد.

طرح مفهومی اولیه‌ی تلسکوپ جیمز وب، در سال ۱۹۹۶ ساخته شد

نورث‌روپ گرومن، ید طولایی در زمینه‌ی ساخت تجهیزات هوانوردی دارد و هواپیمای اف ۱۴ تامکت (با نام افسانه‌ی گرومن نیز شناخته می‌شود) از موفق‌ترین محصولات این شرکت است. ناسا با توجه به سابقه‌ی درخشان گرومن، این شرکت را یکی از کارفرمایان اصلی پروژه اعلام کرد و وظیفه‌ی ساخت قطعات اصلی و برخی از قطعات ریز جیمز وب را به آن واگذار کرد که از جمله‌ی این قطعات می‌توان به باس‌های ماهواره‌ای و سپر خورشیدی اشاره کرد. شرکت هوافضایی بال (Ball) نیز وظیفه‌ی ساخت قطعات اپتیکی تلسکوپ یا به‌اختصار قطعات OTE را بر عهده گرفت. OTE شامل یک آینه‌ی اصلی به قطر ۶.۵ متر (تشکیل شده از یک مجموعه‌ی ۱۸ عددی از آینه‌هایی که شش ضلعی هستند)، آینه‌ی دوم دایره‌ای ۷۴ سانتی‌متری، آینه‌ی سوم که هدایت‌کننده‌ و ظریف است و ساختارهای نوری تلسکوپ می‌شود. از سوی دیگر، طراحی و ساخت برج محافظ (DTA) تلسکوپ نیز به نورث‌روپ گرومن واگذار شد. DTA وظیفه‌ی محافظت از سپر خورشیدی و باس‌های ماهواره‌ای به هنگام پرتاب به مدار را بر عهده دارد و ساختار تلسکوپ را تا حد امکان کوچک می‌کند تا بتوان آن را در راکت جای داد. ناسا اعلام کرد که در مرکز پروازهای فضایی گوادارد، پنل‌های خورشیدی پیشرفته‌ای توسعه خواهد داد که وظیفه‌ی تأمین انرژی مورد نیاز سیستم‌ها و تجهیزات تلسکوپ را بر عهده خواهند داشت.

ناسا بعدها در سال ۲۰۰۵ اعلام کرد که تغییراتی در برنامه ایجاد شده است و باید بخشی از تجهیزات تلسکوپ تغییر داده شوند که همین موضوع باعث شد پرتاب تلسکوپ با ۲۲ ماه تأخیر انجام شود و تاریخ پرتاب از سال ۲۰۱۱ به ۲۰۱۳ موکول شد. ناسا همچنین اعلام کرد که فرآیند آزمایش سیستم‌ها در طول موج‌های کم‌تر از ۱.۷ میکرومتر را انجام نخواهد داد تا تمرکز بر سایر بخش‌‌ها معطوف شود. در سال ۲۰۰۶ باز هم برنامه باید بازبینی می‌شد؛ اما این‌ بار قضیه صرفاً در زمینه‌ی فنی نبود، بلکه باید ناسا در زمینه‌ی مالی نیز یک سری تغییرات اعمال می‌کرد تا بودجه‌ای که در اختیار داشت به شکلی صحیح تقسیم شود.

jwst

در همان سال، ناسا برآورد کرد که هزینه ساخت و پشتیبانی از تلسکوپ جیمز وب در طول چرخه‌ی حیات، حدود ۴.۵ میلیارد دلار خواهد بود. از این مقدار، ۳.۵ میلیارد دلار صرف طراحی، تولید، پرتاب و قرارگیری در مدار خواهد شد و ۱ میلیارد دلار هزینه‌ی پشتیبانی از تلسکوپ در طول ده‌ها سال مأموریت خواهد شد. آژانس فضایی اروپا اعلام کرد که ۳۰۰ میلیون دلار از این بودجه را تأمین می‌کند و هزینه‌ی پرتاب را نیز قبول خواهد کرد. از سوی دیگر، آژانس فضایی کانادا نیز تأمین ۳۹ میلیون دلار کانادا از این بودجه را بر عهده گرفت. با توجه به این اطلاعات، هزینه‌ی اصلی پروژه بر دوش ناسا افتاد.

ژانویه سال ۲۰۰۷، مهندسان اعلام کردند که از ۱۰ ابزار علمی تلسکوپ، ۹ عدد با موفقیت توانسته‌اند آزمایش‌های بدون محافظ را پشت سر بگذارند. ماه مارس سال ۲۰۰۸ نیز تلسکوپ توانست با موفقیت آزمایش بررسی اولیه‌ی طراحی را پشت سر بگذارد. تا سال ۲۰۱۱، تلسکوپ تمام آزمایش‌ها و بررسی‌ها را با موفقیت پشت سر گذاشت و وارد مرحله‌ی نهایی طراحی ساختار و طراحی بدنه شد. از آن‌جایی که پس از نهایی شدن پروژه و نزدیک شدن زمان پرتاب امکان تغییر در طراحی و ساختار وجود نداشت، مهندسان می‌بایست نهایت دقت خود را به کار می‌گرفتند و با ظرافت کامل، به بررسی ساختار و ابزار می‌پرداختند. از دهه‌ی ۹۰ میلادی که ایده‌ی تلسکوپ مطرح شد، تا سال ۲۰۱۱، دستاوردهای علمی جدیدی حاصل شده بودند که در تلسکوپ به‌ کار گرفته شدند. به‌عنوان مثال، در دهه‌ی ۹۰، دانشمندان نمی‌دانستند چگونه می‌توان تلسکوپی بزرگ با وزن کم طراحی کرد.

هزینه‌های زیاد و کمبود بودجه، پروژه را تا مرز لغو شدن پیش برد

متأسفانه اوضاع به‌خوبی پیش نمی‌رفت و ناسا دریافت که هزینه‌ی ساخت تلسکوپ تقریباً دو برابر آن چیزی خواهد بود که در سال ۲۰۰۶ برآورد شده بود. این یعنی هزینه‌ی توسعه و پشتیبانی تلسکوپ، حدود ۸.۸ میلیارد دلار است که این تقریباً دو برابر ۴.۵ میلیارد دلار پیش‌بینی شده در سال ۲۰۰۶ خواهد بود. در این لحظه بود که خطر لغو پروژه هر لحظه وجود داشت و آمریکا به‌تازگی یک بحران اقتصادی را پشت سر گذاشته بود و ناسا برای درخواست بودجه‌ی بیشتر، با مشکلاتی مواجه بود. تا سال ۲۰۱۱، تاریخ پرتاب تلسکوپ ۱۰ بار تغییر پیدا کرد که هر دفعه به دلایل فنی و مالی بود. ناسا در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد که تا سال ۲۰۱۸ امکان پرتاب تلسکوپ وجود ندارد و به دلیل هزینه‌ی فوق سنگین پروژه، باید آزمایش‌های بیشتری صورت بگیرد تا امکان خطا تقریباً به صفر برسد.

jwst

سال گذشته‌ی میلادی، ناسا باز هم تاریخ پرتاب را تغییر داد و آن را به سال ۲۰۱۹ موکول کرد؛ زیرا برخی ابزارها نیاز دارند تا بیشتر آزمایش شوند و شبیه‌سازی قرارگیری تلسکوپ در راکت نیز به‌طور دقیق انجام شود. در همان زمان اریک اسمیت، مدیر پروژه‌ی جیمز وب، چنین گفت:

فضاپیمای حامل تلسکوپ و محافظ خورشیدی، بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از بسیاری از فضاپیماها هستند. فرآیند مونتاژ و یکپارچه‌سازی برخی از بخش‌ها، بیش از آن‌چه برنامه‌ریزی کرده بودیم زمان‌بر است. به‌عنوان مثال، ما بیش از ۱۰۰ دستگاه رهاساز پرده‌های محافظ خورشیدی داریم که باید آزمایش شوند؛ همچنین ما چندی پیش مدت‌زمان انجام آزمایشات ارتعاش را افزایش دادیم و با توجه به اطلاعاتی که از آن به دست آوردیم، باید بگوییم که فرآیند ادغام و آزمایش آن نیز زمان‌بر خواهد بود. با در نظر گرفتن سرمایه‌گذاری هنگفت ناسا روی این پروژه و عملکرد خوب و رضایت‌بخش تا به امروز، ما تصمیم گرفته‌ایم که روی این آزمایش‌ها حساسیت بیشتری به خرج دهیم تا همه چیز برای پرتاب تلسکوپ در بهار سال ۲۰۱۹ آماده باشد.

با توجه به این توضیحات، احتمالاً تاریخ اعلام‌شده در سال ۲۰۱۹، قطعی است و تغییری در آن ایجاد نمی‌شود. بدین ترتیب، فرآیند ساخت تلسکوپ فضایی جیمز وب، ۲۳ سال طول کشیده که مدتی بسیار زیاد است. جدول زمانی توسعه‌ی جیمز وب به شرح زیر است:

  • سال ۱۹۹۶: ایده‌ی ساخت نسل جدیدی از تلسکوپ فضایی مطرح و طرح مفهومی آن با نام NEXUS ساخته شد.
  • سال ۲۰۰۰: پروژه NEXUS‌ لغو شد.
  • سال ۲۰۰۲: شرکت TRW اعلام کرد که برای ساخت تلسکوپ NGST حدود ۸۲۴.۸ میلیون دلار بودجه لازم است.
  • سپتامبر سال ۲۰۰۲: نام تلسکوپ از NGST‌ به جیمز وب تغییر یافت.
  • ژانویه سال ۲۰۰۷: از ۱۰ ابزار علمی، ۹ ابزار توانستند آزمایش‌های بدون محافظ را با موفقیت پشت سر بگذارند.
  • آوریل سال ۲۰۱۰: آزمایش بخش‌های فنی و طراحی مهم (آزمایش MCDR) با موفقیت انجام شد.
  • جولای سال ۲۰۱۱: خطر لغو شدن به دلیل کمبود بودجه، پروژه را تهدید کرد.
  • نوامبر سال ۲۰۱۱: بودجه تأمین شد و توسعه‌ی جیمز وب ادامه یافت.
  • سال ۲۰۱۲: قطعه‌ی MIRI‌ (قطعه رصد فروسرخ میانی) توسط آژانس فضایی اروپا به آمریکا آورده شد.
  • مارس سال ۲۰۱۳: حسگر هدایت کامل (FGS) و طیف‌سنج فروسرخ نزدیک (NIRISS) روی تلسکوپ نصب شد.
  • جولای سال ۲۰۱۳: قطعه‌ی MIRI‌ روی تلسکوپ نصب شد.
  • مارس سال ۲۰۱۴: تصویربردار NIRCam و طیف‌سنج NIRSpec روی تلسکوپ نصب شدند.
  • ژوئن ۲۰۱۴: تمام این ابزارها در محفظه‌ی برودتی ناسا تحت شرایط شبیه‌سازی شده‌ی فضا آزمایش شدند.
  • دسامبر ۲۰۱۴: دولت آمریکا ۶۵۰ میلیون دلار دیگر به بودجه‌ی پروژه اضافه کرد.
  • فوریه ۲۰۱۵: بازوهای رباتیک، آینه‌های طلایی شش ضلعی را نصب کردند.
  • دسامبر ۲۰۱۵: قرارداد اجاره‌ی سکوی پرتاب گویان فرانسه و راکت آریان ۵ امضا شد.
  • مارس ۲۰۱۶: آزمایش برودتی تمام تجهیزات و آینه‌ها با موفقیت به اتمام رسید.
  • مارس ۲۰۱۶: آینه‌ی دوم روی مجموعه‌ی OTE نصب شد.
  • نوامبر ۲۰۱۶: ساخت تلسکوپ رسماً به پایان رسید؛ اما آزمایش‌های بیشتری نیاز بود.
  • ژانویه ۲۰۱۷: جیمز وب پس از تجربه کردن یک ناهنجاری در اثر آزمایش، همچنان سالم بود.
  • سال ۲۰۱۸: آزمایش‌های مربوط به رصدخانه انجام می‌شوند.
  • اوایل سال ۲۰۱۹: تلسکوپ جیمز وب توسط راکت آریان ۵ به فضا پرتاب می‌شود و عصر جدیدی را در علم ستاره‌شناسی آغاز می‌کند.

طراحی تلسکوپ

بزرگ‌ترین چالش طراحی تلسکوپ‌های فضایی، اندازه‌ی آن‌ها است. یک تلسکوپ فضایی، به وسیله‌ی راکت به فضا پرتاب می‌شود؛ بنابر این طراحان باید به‌گونه‌ای طراحی را انجام دهند که امکان جمع شدن و قرارگیری تلسکوپ در قسمت بالایی راکت وجود داشته باشد. همچنین این طراحی باید به‌گونه‌ای باشد که باز شدن آن در فضا به ساده‌ترین شکل ممکن انجام شود.

تلسکوپ فضایی جیمز وب، بسیار بزرگ است. آینه‌ی اصلی این تلسکوپ ۶.۵ متر قطر دارد و هیچ‌یک از تجهیزات فعلی توانایی گنجایش وسیله‌ای با این ابعاد را ندارند. به‌عنوان مثال، آینه‌ی اصلی تلسکوپ فضایی هابل ۲.۵ متر قطر دارد که فرآیند انتقال آن به فضا ساده‌تر انجام شد. ابعادی که برای تلسکوپ جیمز وب پیشنهاد شد، انتقال آن به فضا را غیرممکن می‌کرد؛ اما مهندسان و طراحان باید برای این مشکل چاره‌ای می‌اندیشیدند. آینه‌ی اصلی تلسکوپ هابل، به دلیل قطر کم، یک تکه و به شکل دایره‌ای بود؛ اما از آن‌جایی که آینه‌ی اصلی تلسکوپ جیمز وب ۶.۵ متر قطر دارد، نمی‌شد آن را یک تکه طراحی کرد.

jwst

به همین مظور، مهندسان آینه‌‌ی اصلی این تلسکوپ را سه قسمت کردند که به هنگام باز شدن، در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و آینه‌ای واحد را تشکیل می‌دهند؛ اما این آینه‌ی واحد نمی‌توانست به هر شکلی باشد زیرا باعث ایجاد انحراف نوری می‌شود. وظیفه‌ی طراحی حالت آینه‌ها، بر عهده‌ی مهندسان اُپتیک قرار گرفت. طبق شبیه‌سازی‌های انجام شده، بهترین حالت برای آینه‌ها، این بود که آن‌ها را به‌صورت مجموعه‌‌ای از آینه‌های کوچک‌تر و شش ضلعی طراحی کنند. آینه‌ی اصلی تلسکوپ جیمز وب در مجموع از ۱۸ آینه‌ی کوچک‌تر شش ضلعی ساخته شده است که به‌صورت خاصی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و در مرکز این آینه نیز یک سوراخ قرار دارد.

جیمز وب، تلسکوپی با طراحی کاسگرین است و ابیراهی کُما در آن دیده نمی‌شود

این سوراخ که در مرکز آینه‌‌ی مرکزی قرار گرفته است، نقشی بسیار مهم ایفا می‌کند. تلسکوپ جیمز وب، یک تلسکوپ کُرش (Korsch) است. کُرش، نوعی خاص از طراحی کاسگرین است. وقتی در یک تلسکوپ نیوتنی از آینه‌ی اصلی نسبتاً بزرگ استفاده می‌شود، یک ابیراهی نوری به وجود می‌آید که با نام کُما شناخته می‌شود. در این حالت، نقاط دورتر از محور اُپتیکی، به‌صورت قطره‌ی اشک دیده می‌شوند. در تلسکوپ‌های کاسگرین،  به شکل چشمگیری این مشکل کاهش می‌یابد. در این تلسکوپ‌ها، آینه‌ یا آینه‌های اصلی که مقعر هستند، نور را از آسمان دریافت می‌کنند و به سمت آینه‌ی ثانویه که دارای سطحی محدب و هذلولی است بازتاب می‌کنند. این نور سپس از آینه‌ی ثانویه بازتابیده می‌شود و به عدسی چشمی می‌رسد. در این تلسکوپ‌ها که به کاسگرین معروف هستند، ابیراهی کُما به شکل چشمگیری کاهش می‌یابد.

تلسکوپ جیمز وب نیز از نوع کاسگرین است و مرکز آینه‌ی اصلی آن سوراخ شده تا آینه‌ی ثانویه، نور بازتاب شده را به سمت چشمی که پشت سوراخ مرکزی قرار گرفته، ارسال کند. طراحی کاسگرین مزایای بسیاری دارد که از جمله‌ی آن می‌توان به جمع و جور بودن تلسکوپ‌هایی که از این طراحی استفاده می‌کنند اشاره کرد. در تلسکوپ‌های کاسگرین، فاصله‌ی کانونی زیاد است و اعوجاج تصویر نیز کاهش می‌یابد. تلسکوپ هابل از این نوع طراحی استفاده می‌کند؛ در واقع، بسیاری از تلسکوپ‌های پژوهشی طراحی مشابهی دارند.

jwst

یکی دیگر از چالش‌های پیش‌ روی طراحان، سپر خورشیدی تلسکوپ بود. تلسکوپ جیمز وب می‌تواند نورهای فروسرخ و نزدیک به آن را رصد کند. به‌منظور دریافت و مشاهده‌ی این سیگنال‌های گرمایی، دمای تلسکوپ باید به‌شدت پایین باشد. برای محافظت از تلسکوپ در برابر منابع نور و گرما (مانند خورشید، زمین، ماه و بدنه‌ی خود رصدخانه)، مهندسان یک سپر خورشیدی ۵ لایه را طراحی کردند که به اندازه‌ی یک زمین تنیس است. این سپر خورشیدی، همچون یک چتر یا سایه‌بان عمل می‌کند تا مانع از رسیدن گرما و نور به تلسکوپ شود. این سپر، دارای طول ۲۱.۱۹۷ متر و عرض ۱۴.۶۲ متر است که بزرگی آن موجب پوشش کامل تلسکوپ می‌شود. این لایه باعث می‌شود که تلسکوپ به‌طور میانگین در محیطی با دمای ۲۲۳- سلسیوس قرار بگیرد.

نکته‌‌ی جالب در طراحی این سپر خورشیدی، چندلایه بودن آن است. دانشمندان می‌توانستند این سپر را به‌صورت یک لایه‌ی ضخیم تولید کنند؛ اما ۵ لایه بودن آن مزایایی دارد. در این سپر خورشیدی، هر لایه سردتر از لایه‌های بیرونی‌تر است. بین این لایه‌ها فضای خلأ وجود دارد که عایق بسیار مناسبی است؛ بنابر این گرما بین لایه‌ها پخش و خارج می‌شود. اگر سپر خورشیدی از یک لایه‌ی ضخیم ساخته شده بود، گرما از بالا تا پایین سپر را فرا می‌گرفت و خروج آن به‌سختی انجام می‌شد.

jwst

طراحی لایه‌های این سپر خورشیدی می‌توانست به هر شکلی باشد؛ اما مهندسان دریافتند که بهترین حالت، طراحی کایت شکل است. این طراحی خاص و همچنین تعداد لایه‌های سپر خورشیدی، نقشی کلیدی در تلسکوپ ایفا می‌کنند. فاصله‌ی این لایه‌های کایت شکل نیز با دقت و ظرافت بالایی تعیین شده است تا بهترین عملکرد را در زمینه‌ی خنک‌سازی داشته باشند. طراحی کایت شکل لایه‌ها باعث می‌شود که حرارت، به طرفین هدایت شود و بخش باقیمانده به میان لایه‌ها منتقل می‌شود تا این‌که سرانجام از بین لایه‌ها نیز خارج می‌شود. این طراحی منحصربه‌فرد باعث می‌شود که گرمای باس‌های ماهواره‌ای فوراً توسط لایه‌ها انتقال یابد تا به تجهیزات نوری نرسد.

تجهیزات نصب‌شده روی تلسکوپ

تجهیزات اصلی نصب‌شده روی تلسکوپ، به‌صورت یکپارچه هستند و روی یک ماژول قرار گرفته‌اند. این ماژول که با نام «ماژول یکپارچه‌ی تجهیزات علمی» یا به‌اختصار ISIM شناخته می‌شود، در واقع یک ساختار داربست شکل یک‌تکه است که مهندسان به آن قلب تلسکوپ می‌گویند؛ زیرا تقریباً تمام ابزارهای علمی تلسکوپ، روی این شاسی نصب شده‌اند. ۴ عدد از ابزارهای علمی تلسکوپ، روی این ISIM نصب شده‌اند و به‌صورت یکپارچه کار می‌کنند. قرار دادن این تجهیزات روی یک شاسی، کاری بسیار دشوار است و مهندسان برای ساده کردن کار، ISIM را به سه ناحیه‌ی اصلی تقسیم کرده‌اند.

در ناحیه‌ی ۱، ابزار خنک‌سازی قرار گرفته است که وظیفه‌ی تنظیم دمای حسگرها را بر عهده دارد. این خنک‌سازها، باید همواره دمای حسگرها را روی ۳۹ درجه کلوین یا ۲۳۴- سلسیوس نگه دارند. انجام این کار بسیار ضروری است؛ زیرا خنک‌سازی باعث می‌شود که گرمای بدنه‌ی تلسکوپ با نور فروسرخی که حاصل از حرارت منابع کیهانی دوردست است، تداخل نداشته باشد. سیستم مدیریت دمای ISIM و قطعات نوری نیز باعث می‌شود که دما پایین‌تر آید تا حسگرها بیشتر خنک شوند.

روی ماژول اصلی، چهار ابزار علمی پیشرفته نصب شده است

در ناحیه ۲، محفظه‌ی تجهیزات الکترونیکی قرار گرفته است. این محفظه، بدنه‌ای برجسته دارد که قطعات الکترونیکی درون آن قرار گرفته‌اند. دمای این محفظه با دمای خارجی متفاوت و محیطی مناسب برای تجهیزات الکترونیکی است. دمای کنترل‌شده‌ی این قسمت باعث می‌شود که تجهیزات الکترونیکی به بهترین شکل ممکن کار کنند و عمر مفید آن‌ها نیز افزایش یابد.

jwst

ناحیه‌ی سوم، در واقع در باس ماهواره‌ای قرار گرفته است. در این ناحیه، واحد فرمان و پردازش داده‌ی تلسکوپ قرار گرفته است؛ همچنین نرم‌افزار یکپارچه‌ی پرواز و تجهیزات الکترونیکی مربوط به کنترل در این ناحیه قرار گرفته‌اند.

همان‌طوری که گفته شد، ۴ عدد از ابزارهای علمی تلسکوپ در این قسمت قرار گرفته‌اند که در ادامه به معرفی و بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

دوربین رصد فروسرخ نزدیک یا NIRCam

NIRCam یک تصویربردار بسیار دقیق و پیشرفته است که توسط دانشگاه آریزونا طراحی شده و روی ماژول ISIM نصب می‌شود. این قطعه‌ی بسیار مهم، دو وظیفه‌ی اصلی دارد: نخست، باید از نورهای طیف ۰.۶ تا ۵ میکرون تصویربرداری کند و دوم، به‌عنوان یک حسگر هماهنگ‌کننده عمل کند تا بتواند هر ۱۸ آینه‌ را به‌گونه‌ای تنظیم کند که بتوانند به‌عنوان آینه‌ای واحد عمل کنند. NIRCam یک دوربین فروسرخ است که ۱۰ آرایه شناساگر جیوه-کادمیم-تلوریدیا HgCdTe (یکی از آلیاژهای کادمیم تلورید است که در شناساگرهای سریع و حساس در سنسور فروسرخ به کار برده می‌شود) دارد و هر یک از این آرایه‌ها دارای رزولوشن ۲۰۴۸×۲۰۴۸ هستند و خود دوربین فروسرخ نیز دارای میدان دید ۲.۲×۲.۲ آرک دقیقه است که در طول موج ۲ میکرون، رزولوشن زاویه‌ای ۰.۰۷ آرک ثانیه دارد و به همین دلیل به‌عنوان برترین دوربین حال حاضر شناخته می‌شود.

در کنار NIRCam یک کرونوگراف (تصویربردار از تاج ستاره‌ای) قرار گرفته است که به‌صورت یکپارچه با NIRCam کار می‌کند. کرونوگراف می‌تواند در جمع‌آوری داده‌های مربوط به سیاره‌های فراخورشیدی کمک شایانی کند و می‌تواند از هر چیزی که در نزدیکی جرمی بسیار نورانی قرار گرفته است، تصویربرداری کند؛ زیرا می‌تواند نور اجرام را به‌طور کامل حذف کند تا اجرام اطراف آن‌ها مشخص شوند. دوربین NIRCam تنها در دمای ۲۳۶- کلوین کار می‌کند.

دوربین NIRCam می‌تواند طی یک تصویربرداری با نوردهی ۱۰۰۰۰ ثانیه‌ای (۲.۸ ساعت) از اجرامی با قدر ظاهری ۲۹+ با وضوح بالایی تصویربرداری کند. این دوربین می‌تواند هم‌زمان مشاهده و تصویربرداری کند و آینه‌ها را نیز کنترل کند. تمام مشاهدات این دوربین بین طول‌ موج‌های ۶۰۰ نانومتر تا ۵۰۰۰ نانومتر انجام می‌شوند. دقت حسگرهایی که آینه‌های تلسکوپ را هماهنگ می‌کنند، بسیار بالا است به‌گونه‌ای که می‌توانند آینه‌ها را به اندازه‌ی کمتر از ضحامت موی انسان، تکان دهند. به عبارت دیگر، دقت حرکت این حسگرها دست‌کم ۹۳ نانومتر است؛ اما در جریان آزمایش‌ها این دقت به ۵۲ و ۳۲ نانومتر نیز رسید که بسیار شگفت‌انگیز است.

jwst

حسگرهای NIRCam به‌طور کلی از قسمت‌های زیر تشکیل شده‌اند:

  • حسگر جدا از هم هارتمَن (اندازه‌گیر جبهه موج)
  • GRISM (ترکیب منشور و توری پراش)
  • لنزهای ضعیف

بخش NIRCam نیز به‌طور جداگانه از قسمت‌های زیر تشکیل شده است:

  • کِشنده آینه‌ها
  • کرونوگراف
  • نخستین آینه بازتابنده
  • لنزهای کولیماتور (موازی کننده)
  • تفکیک کننده پرتو دیوکروی
  • چرخ‌های فیلترکننده طول موج بلند (فرکانس کم‌تر از ۳۰۰ کیلوهرتز)
  • گروه لنزهای دوربین تصویربردار طول موج بلند
  • صفحه کانونی طول موج بلند
  • چرخ‌های فیلترکننده طول موج کوتاه
  • گروه لنزهای دوربین تصویربردار طول موج کوتاه
  • آینه بازتابنده طول موج‌های کوتاه
  • لنز تصویربردار مردمکی
  • صفحه کانونی طول موج کوتاه

دوربین NIRCam دارای دو سیستم نوری مجزا و کامل است که برای دقت در تصویربرداری استفاده می‌شوند. این دو سیستم می‌توانند به‌طور هم‌زمان با یکدیگر کار کنند و دو مسیر متفاوت از آسمان را مشاهده کنند. این دو بخش با نام بخش‌های A‌ و B شناخته می‌شوند. لنزهایی که در قسمت‌های داخلی این بخش‌ها به کار رفته‌اند، عدسی‌های نورشکن سه‌گانه هستند. این لنزها به ترتیب از لیتیم فلوراید، باریم فلوراید و سلنید روی ساخته شده‌اند. این سه لنز، موازی کننده هستند و بزرگ‌ترین آن‌ها دارای دیافراگم ۹۰ میلی‌متری است. NIRCam وظایف مهمی بر عهده دارد که برای علم بسیار با ارزش‌ هستند. این دوربین با کاوش در عالم اولیه، چگونگی شکل‌گیری و تکامل نخستین اجرام نورانی جهان را بررسی خواهد کرد تا تاریخ یونیزه شدن مجدد جهان را بازگو کند. این دوربین می‌تواند پیش‌بینی کند که کهکشان‌ها و خوشه‌های کهکشانی که به‌طور مستقیم می‌بینیم، در عالم امروزی چه شکلی دارند؛ زیرا آسمانی که ما می‌بینیم متعلق به زمان حال نیست، بلکه گذشته است. به‌عنوان مثال، اگر ستاره‌ای در آسمان می‌بینید که هزار سال نوری از زمین فاصله دارد، در واقع شما تصویری از هزار سال گذشته‌ی ستاره را می‌بینید؛ نه زمان حال! دوربین NIRCam می‌تواند با بررسی اجرام دور و نزدیک، شکل امروزی آن‌ها را به‌طور دقیق پیش‌بینی کند. یکی دیگر از وظایف مهم این دوربین، بررسی شرایط فیزیکی و شیمیایی اجرامی است که در منظومه‌ی شمسی قرار دارند. با این‌کار جیمز وب می‌تواند در زمینه‌ی فهم ریشه‌ی حیات زمینی به دانشمندان کمک کند.

طیف‌سنج فروسرخ نزدیک یا NIRSpec

NIRSpec یک طیف‌سنج چند جرمی است که توسط آژانس فضایی اروپا طراحی شده و روی ISIM نصب می‌شود. این طیف‌سنج پیشرفته می‌تواند به‌طور هم‌زمان طیف فروسرخ نزدیک ۱۰۰ جرم (مانند کهکشان‌ها، ستاره‌ها و...) را با رزولوشن پایین، متوسط و بالا اندازه‌گیری کند که چنین کاری بی‌سابقه است. میدان رصد این طیف‌سنج ۳ آرک دقیقه در ۳ آرک دقیقه است و طول موج‌های بین ۰.۶ میکرومتر تا ۵ میکرومتر را می‌بیند. این طیف‌سنج دارای یک سری گشادگی‌های منحصربه‌فرد است که می‌تواند از اجرام به‌صورت تک‌تک طیف‌نگاری کند. همچنین یک واحد میدان یکپارچه به نام IFU نیز دارد که برای طیف‌نگاری سه‌بعدی استفاده می‌شود. آژانس فضایی اروپا مسئول نصب این قطعه روی شاسی ISIM بوده است.

jwst

دانشمندان در نظر دارند که به کمک NIRSpec نخستین نور عالم و دوره‌ی یونیزه شدن مجدد را مشاهده کنند. بررسی چگونگی ساخته شدن کهکشان‌ها و تولد ستاره‌ها و منظومه‌های نیاسیاره‌ای نیز از جمله اهداف توسعه‌ی این قطعه است. دانشمندان می‌خواهند به کمک NIRSpec منظومه‌های سیاره‌ای را بررسی کنند تا شاید نشانه‌هایی از منشأ حیات بیابند.

تجهیزات نوری همگی از جنس سیلیکون کرباید هستند

طیف‌سنج NIRSpec فقط در دمای ۲۳۵- درجه‌ی سلسیوس کار می‌کند و وظیفه‌ی متعادل نگه داشتن این دما بر عهده‌ی خنک کننده‌های تلسکوپ است که روی ماژول ISIM نصب شده‌اند. پایه آینه‌های این قسمت و همچنین صفحه‌ی تجهیزات نوری، از سرامیک سیلیکون کرباید SIC100 ساخته شده است که برای نخستین‌بار در پروژه‌ی فضایی آریان به‌کار گرفته شد. دیسک ترمز خودروی مک‌لارن پی‌ ۱ نیز از جنس همین سرامیک است که تا پیش از آن استفاده در خودروها سابقه نداشته است. طیف‌سنج NIRSpec دارای طول ۱۹۰۰ میلی‌متری، عرض ۱۴۰۰ میلی‌متری و ارتفاع ۷۰۰ میلی‌متری است؛ وزن این مجموعه نیز ۱۹۶ کیلوگرم است که از این مقدار، ۱۰۰ کیلوگرم فقط سیلیکون کرباید است. چهار جعبه‌ی الکترونیکی وظیفه‌ی کنترل این طیف‌سنج را بر عهده دارند.

طیف‌سنج NIRSpec چهار سازوکار اصلی دارد که عبارتند از:

  • چرخ فیلتر کننده‌ی طیف
  • مکانیزم فوکوس مجدد روی سوژه (RMA) که دو آینه دارد
  • تجهیزات میکروشاتر (MSA) که برای طیف‌سنجی چند جرمی به کار می‌رود
  • چرخ توری پراش (GWA) که دارای ۸ موقعیت است. همچنین ۶ توری پراش، یک منشور و یک آینه نیز در این قسمت واقع شده‌اند.

همان‌طوری که گفته شد، این طیف‌سنج وظیفه دارد که نخستین‌ نور جهان پس از پایان دوره‌ی تاریکی و همچنین دوره‌ی یونیزه شدن مجدد را مشاهده کند. طیف‌سنج نزدیک به فروسرخ NIRS در رزولوشن طیفی بین ۱۰۰ و ۱۰۰۰ به بررسی نخستین منابع نوری در عالم (مانند ستاره‌ها، کهکشان‌ها و سحابی‌های فعال) می‌پردازد. این نورها، نشان دهنده‌ی آغاز دوره‌ی یونیزه شدن مجدد جهان هستند. به کمک طیف‌سنج چند جرمی (اجرامی با انقال به سرخ بین ۱ تا ۷) در رزولوشن طیفی ۱۰۰۰، رصدهایی از تعداد زیادی کهکشان انجام می‌شود تا بتواند اطلاعات بیشتری را از اجرام کوچک‌تر در عالم اولیه، در اختیار دانشمندان بگذارد.

james webb

یکی از طیف‌نگارهای NIRSpec، با کنتراست بالا تصویربرداری می‌کند و می‌تواند با رزولوشن طیفی ۱۰۰ تا چند هزار، به رصد اجرام بپردازد تا بتواند تصویر کامل و دقیقی از شکل‌گیری و تکامل ستاره‌ها و منظومه‌های ستاره‌ای به دانشمندان ارائه دهد. از دیگر وظایف این طیف‌نگار، بررسی اجرام منظومه‌ی شمسی در کنتراست بالا و رزولوشن طیفی متوسط است. سیاره‌ها، قمرها، دنباله‌دارها و اجرام کمربند سیارکی کویپر توسط این طیف‌نگار بررسی می‌شوند تا دانشمندان بتوانند در مورد ریشه‌های حیات اطلاعات بیشتری به دست آورند.

ادوات طیف‌سنج فروسرخ میانه یا MIRI

MIRI ‌یک طیف‌سنج فوق پیشرفته است که به‌صورت مشترک توسط آژانس فضایی اروپا و آزمایشگاه پیش‌رانش جت ناسا طراحی شده است. MIRI در واقع از یک دوربین و یک طیف‌سنج که فروسرخ میانه را بین ۵ میکرون تا ۲۸ میکرون رصد می‌کند، تشکیل شده است. MIRI‌ یک کرونوگراف نیز دارد که به‌صورت ویژه برای مشاهده‌ی سیاره‌های فراخورشیدی به‌کار می‌رود. بیشتر تجهیزات تلسکوپ جیمز وب، طیف‌های فروسرخ نزدیک یا برخی از طول موج‌های نور مرئی را مشاهده می‌کنند؛ اما MIRI می‌تواند طول موج‌های بلندتر نور را مشاهده کند و سایر تجهیزات نمی‌توانند این کار را انجام دهند. MIRI‌ برای انجام رصد در طول موج‌های بلند، از آرایه‌هایی سیلیکونی که توسط آرسنیک آلاییده شده‌اند، استفاده می‌کند. تصویربردار MIRI به‌گونه‌ای طراحی شده تا میدان دید وسیعی داشته باشد؛ اما طیف‌نگار MIRI این‌گونه نیست و میدان دید محدودی دارد.

از آن‌جایی که MIRI طول موج‌های بلندتری را مشاهده می‌کند؛ بنابر این نیاز دارد که خنک‌تر از سایر تجهیزات باشد. به همین منظور، مهندسان برای این قسمت یک سیستم خنک کننده‌ی ویژه را در نظر گرفته‌اند که شامل یک لوله پالسی پیش خنک‌کننده و یک حلقه ژول-تامسون به‌عنوان مبدل حرارتی است. این تجهیزات باعث می‌شوند که دمای MIRI به هنگام کار در فضا تا ۷ درجه‌ی کلوین یا ۲۶۶- درجه‌ی سلسیوس پایین بیاید.

در واقع طیف‌نگار نصب شده در MIRI می‌تواند طول موج‌های بین ۴.۶ و ۲۸.۶ میکرون را رصد کند و چهار کانال مجزا دارد و هر کدام از این کانال‌ها، توری پراش و ابزار برش تصویر مخصوص خود را دارند. میدان دید این طیف‌نگار ۳.۵ آرک ثانیه در ۳.۵ آرک ثانیه است. اوایل سال ۲۰۱۴ میلادی بود که ادوات MIRI‌ روی ماژول ISIM نصب شدند و یکپارچگی آن‌ها نیز آزمایش شد. MIRI توسط یک ساختار هگزاپاد پلاستیکی و پایه‌هایی از جنس فیبرکربن روی ISIM و در کنار باس‌های ماهواره‌ای نصب شده است؛ اما ایزوله شده تا دمای مشخص و ثابتی داشته باشد و از دمای محیط اطراف و باس‌هایی که به‌شدت گرم می‌شوند، تأثیر نپذیرد.

jwst

بخش‌های اصلی MIRI عبارتند از:

  • تجهیزات نوری طیف‌نگار (شامل طیف‌نگارهای اصلی و پیش‌نیاز)
  • آرایه‌های صفحات کانونی
  • ماژول کالیبراسیون نورهای ورودی (شامل آینه‌ها، منبع کالیبراسیون تصویربردار و پوشش کنترل آلودگی)
  • هگزاپاد پلاستیکی و پایه‌های فیبرکربن
  • تصویربردار اصلی
  • ابزارهای برش تصویر
  • صفحه اصلی که تجهیزات روی آن قرار دارند

بیشتر قسمت‌های MIRI در ساختار اصلی ISIM قرار گرفته‌اند؛ اما خنک‌کننده در ناحیه‌ی ۳ قرار گرفته که در نزدیکی باس‌های ماهواره‌ای است. تصویربردار اصلی MIRI یک طیف‌نگار ویژه با رزولوشن پایین داردکه می‌تواند طیف‌سنجی بدون برش را بین طول موج‌های ۵ تا ۱۲ میکرون انجام دهد. جنس منشورهای این طیف‌نگار از فلز ژرمانیم و سولفید روی است تا باعث پاشش بیشتر نور شود.

حسگرهای شناسایی MIRI می‌توانند انتقال به سرخ کهکشان‌های دوردست، ستاره‌های تازه متولد شده، دنباله‌دارهای کم‌نور و اجرام موجود در کمربند سیارکی کویپر را مشاهده کنند. طیف‌نگار می‌تواند با رزولوشن متوسط نیز تصویربرداری کند که اطلاعات تازه‌ای از اجرام دوردست را در اختیار دانشمندان می‌گذارد؛ اطلاعاتی که هابل قادر به جمع‌آوری آن‌ها نیست.

حسگر هدایت کامل / تصویربردار فروسرخ نزدیک و طیف‌سنج بی‌لغزش (FGS/NIRISS)

FGS/NIRISS یکی دیگر از ابزارهای علمی نصب شده روی ماژول ISIM است که توسط آژانس فضایی کانادا طراحی و توسعه داده شده است. این ادوات در واقع ترکیبی از یک حسگر هدایت کامل و یک تصویربردار و طیف‌سنج فروسرخ نزدیک است. FGS/NIRISS می‌تواند طول موج‌های بین ۰.۸ تا ۵ میکرون را مشاهده کند. این ادوات می‌تواند رصدها را با چهار حالت متفاوت انجام دهد. از نظر فیزیکی، FGS و NIRISS با یکدیگر ترکیب شده‌اند و در یک محفظه قرار گرفته‌اند؛ اما واقعیت این است که آن‌ها دو کار کاملاً متفاوت را انجام می‌دهند. NIRISS از FGS استفاده می‌کند تا تلسکوپ را روی سوژه‌ی مورد نظر ثابت نگه دارد و رصدها را انجام دهد و به همین دلیل است که به آن FGS یا حسگر هدایت کامل می‌گویند. طیف‌سنج فروسرخ نزدیک دارای یک حالت طیف‌نگاری ویژه است که فقط برای رصد سیاره‌های فراخورشیدی استفاده می‌شود. شناساگر NIRISS دارای آرایه شناساگری از جنس جیوه-کادمیم-تلورید یا HgCdTe است و رزولوشنی برابر با ۲۰۴۸×۲۰۴۸ پیکسل و میدان دید ۲.۲ آرک دقیقه در ۲.۲ آرک دقیقه دارد. حسگر هدایت دقیق کمک می‌کند تا تلسکوپ روی سوژه‌ی مورد نظر ثابت بماند؛ همچنین FGS داده‌های لازم را به واحد کنترل حالت ارسال می‌کند تا خیلی راحت تلسکوپ روی سوژه‌ها فوکوس کند و یا به اطراف چرخش کند.

jwst

به‌طور کلی، NIRISS طراحی شده تا کارهای زیر را انجام دهد:

  • تصویربرداری فروسرخ نزدیک
  • طیف‌نگاری بی‌لغزش با میدان عریض
  • طیف‌نگاری بی‌لغزش از یک جرم خاص
  • تداخل‌سنجی پوششی دهانه‌ای

حالت تداخل‌سنجی پوششی دهانه‌ای از یک صفحه‌ی پوششی دهانه‌ای ۷ سوراخه استفاده می‌کند که می‌تواند به شناسایی سیاره‌هایی فراخورشیدی که در طیف‌های اصلی نور هستند و در اطراف ستاره‌های شناخته شده گردش می‌کنند، کمک کند. واحد FGS ‌به‌گونه‌ای طراحی شده تا بتواند تلسکوپ را روی ستاره‌های از پیش تعیین شده متمرکز کند که همین موضوع باعث می‌شود اهداف، همواره ارزش مطالعه کردن را داشته باشند. عمل تغییر جهت تلسکوپ توسط دیگر قسمت‌ها، مانند سیستم‌های موجود در باس‌های ماهواره‌ای و آینه‌های تلسکوپ انجام می‌شود.

باس‌های ماهواره‌ای

باس‌های ماهواره‌ای، آخرین قطعاتی بودند که روی تلسکوپ نصب شدند. همان‌طوری که پیش‌تر نیز گفته شد، بخشی از ناحیه ۳ ماژول ISIM نیز درون باس‌های ماهواره‌ای قرار گرفته است. باس‌های ماهواره‌ای تلسکوپ جیمز وب شامل کامپیوترها، سیستم‌های قدرت، نیرومحرکه و... می‌شوند که برای کنترل تلسکوپ در فضا مورد نیاز هستند. ساختار باس ماهواره‌ای این تلسکوپ ۳۵۰ کیلوگرم وزن دارد و می‌تواند وزن ۶.۵ تُنی تلسکوپ را تحمل کند. ساختار باس ماهواره‌ای، از کامپوزیت گرافیت ساخته شده است که در سال ۲۰۱۵ و در ایالت کالیفرنیا، سرهم شد. باس ماهواره‌ای می‌تواند دقت تنظیم جهت را تا ۱ آرک ثانیه کاهش دهد و لرزش را نیز تا ۲ میلی آرک ثانیه پایین آورد.

رایانه مرکزی و حافظه‌ی جامد، در باس‌های ماهواره‌ای قرار گرفته‌اند

باس‌های ماهواره‌ای در قسمت گرم‌تر تلسکوپ که روبه خورشید است قرار گرفته‌اند و در دمای ۲۷ درجه‌ی سلسیوس کار می‌کنند. هر تجهیزاتی که در سمت گرم‌تر تلسکوپ قرار گرفته، باید توانایی تحمل تابش دائمی خورشید و همچنین هاله‌ای از گرما که توسط سپر خورشیدی تلسکوپ تولید می‌شود را داشته باشد. یکی از قسمت‌های اصلی باس ماهواره‌ای تلسکوپ، واحد محاسبه‌گر مرکزی، حافظه و تجهیزات ارتباطی است. پردازنده و نرم‌افزار تلسکوپ، می‌توانند داده‌ها را مستقیماً به تجهیزات ارسال و ا آن‌ها دریافت کرده و به واحد حافظه جامد ارسال کنند. سپس سیستم‌های ارتباطی و رادیویی، می‌توانند داده‌ها را به زمین ارسال کرده یا دریافت کنند. رایانه مرکزی، وظیفه‌ی کنترل موقعیت‌یابی لحظه‌ای تلسکوپ را نیز بر عهده دارد و داده‌ها را از ژیروسکوپ‌ها دریافت می‌کند و اطلاعات ضروری را به پیشرانه‌ها و چرخ‌ها ارسال می‌کند.

jwst

باس ماهواره‌ای به همراه یک سری تجهیزات مهم دیگر، درون یک جعبه از جنس فیبر کربن قرار گرفته است. پیش از پرتاب، پنل‌های خورشیدی نیز در این جعبه قرار می‌گیرند تا در فضا باز شوند. خنک کننده‌ی MIRI ‌و برخی از تجهیزات الکترونیکی ISIM نیز درون این جعبه قرار دارند. همان‌طوری که گفته شد، در قسمت پردازش رایانه‌ای، یک حافظه‌ی جامد قرار دارد. ظرفیت این حافظه، ۵۹.۹ گیگابایت است که با نام SSR شناخته می‌شود. یک دیش ماهواره‌ای کوچک نیز در زیر باس قرار گرفته است که وظیفه‌ی ارسال و دریافت اطلاعات را بر عهده دارد. تلسکوپ به‌گونه‌ای طراحی شده تا بتواند با شبکه‌ی ارتباطی اعماق فضای ناسا ارتباط برقرار کند. مرکز اصلی ارتباطات تلسکوپ، در مریلند آمریکا واقع شده است.

آینه‌های تلسکوپ

نخستین چیزی که باید بدانید این است که آینه‌های تلسکوپ، بزرگ‌تر از چیزی هستند که به نظر می‌رسند. ۱۸ آینه‌ی شش ضلعی برای تشکیل آینه‌ی اصلی استفاده شده است که هرکدام از آن‌ها ۱.۳۲ متر قطر دارند. این آینه‌ها پیش از پرتاب جمع می‌شوند تا درون راکت قرار گیرند. پس از پرتاب و قرارگیری در فضا، باز می‌شوند و یک آینه‌ی واحد را تشکیل می‌دهند. الگوی قرارگیری این آینه‌ها در کنار یکدیگر، از ساختار کندوی عسل الهام گرفته شده است. آینه‌ی اصلی این تلسکوپ ۶.۵ متر قطر دارد که ۷ برابر بزرگ‌تر از آینه‌ی اصلی تلسکوپ هابل است. تلسکوپ جیمز وب قرار است که در فاصله‌ی ۱.۵ میلیون کیلومتری از زمین قرار بگیرد و به دور خورشید گردش کند.

آینه‌های تلسکوپ از جنس بریلیم هستند و پوشش نازکی از طلا دارند

آینه‌های تلسکوپ جیمز وب بسیار خاص هستند. آن‌ها طلایی هستند و شاید با خود فکر کنید که کاملاً از طلا ساخته شده‌اند؛ اما شما کاملاً در اشتباه هستید! طلا به همراه نقره و مس، از رساناترین مواد هستند که باعث افزایش دمای تلسکوپ می‌شوند؛ بنابر این باید این ۱۸ آینه از ماده‌ای ساخته شوند که کم‌ترین تغییر دما در آن‌ها رخ دهد. این آینه‌ها به‌طور کامل از طلا ساخته نشده‌اند؛ بلکه این بریلیم است که درصد بالایی از مواد این آینه‌ها را تشکیل داده است. هر آینه، یک شمش بریلیم (شمش‌های بریلیم به شکل استوانه‌ای تولید می‌شوند) بوده است که به وسیله‌ی تجهیزات خاص، در اندازه‌های مناسب و به شکل شش ضلعی برش خورده‌اند. هر شمش بریلیم ۲۵۰ کیلوگرم وزن دارد؛ اما پس از برش و تغییر شکل، این وزن به ۲۱ کیلوگرم کاهش یافت. به‌طور کلی، تلسکوپ جیمز وب بسیار سبک‌تر از هابل است (۴۵ درصد سبک‌تر است).

jwst

این آینه‌ها باید در مرحله‌ی اول، به‌خوبی طی سطوح و مراحل مختلفی پولیش داده شوند؛ زیرا گرانش زمین باعث خمیدگی آن‌ها می‌شود و در دماهای مختلف، عملکرد متفاوتی دارند. ابتدا باید یک مرحله پولیش انجام شود، سپس آینه‌ها به اتاق فریزر فرستاده شوند و مدتی را در آن‌جا بمانند و مجدداً بیرون بیایند و پولیش داده شوند. باید به هنگام قرارگیری در دماهای پایین، سطح آینه‌ها همچنان براق بماند تا نهایت کارایی را داشته باشند؛ بنابر این باید آینه‌ها بارها و در دماهای مختلف پولیش بخورند تا به براقی قابل قبولی دست یابند و بتوانند در دمای پایین فضا، همچان حالت اولیه‌ی خود را حفظ کنند. وقتی که بریلیم به‌طور کامل پولیش خورد و براق شد، آن‌گاه باید پوشش طلا به آن اضافه شود.

دلیل استفاده از طلا، درصد بالای بازتابندگی آن است و می‌تواند وقتی که تلسکوپ در نور فروسرخ است، نهایت بازتابندگی را داشته باشد. این پوشش طلا، باید به اندازه‌ای ضخامت داشته باشد که بتواند تمام سطح آینه را پوشش دهد؛ اما در عین حال باید به اندازه‌ای نازک باشد که به آینه‌های بریلیمی اصلی، آسیبی وارد نکند. فرآیند قرار دادن پوشش طلا روی آینه‌ها، با نام «انجام پوشش بخاری در خلأ» شناخته می‌شود. طی این فرآیند، آینه‌ها را در یک محفظه‌ی خلأ قرار می‌دهند و سپس تمام هوای موجود در محفظه را تخلیه می‌کنند تا فضای خلأ ایجاد شود. سپس مقدار بسیار اندکی از طلا را در شرایط خاصی تبخیر کرده و آن را به دورن محفظه تزریق می‌کنند. لایه‌های پشتی آینه که قرار نیست توسط طلا پوشش داده شوند، توسط لایه‌هایی محافظت می‌شوند تا آسیبی نبینند. پس از تزریق طلای تبخیر شده به درون محفظه، اتم‌های طلا به آرامی روی سطح‌های براق آینه‌های بریلیمی می‌نشینند و این فرآیند تا زمانی ادامه می‌یابد که ضحامت لایه پوششی طلا، به ۱۰۰ نانومتر برسد.

طلا بسیار نرم و انعطاف‌پذیر است و یک لایه پوششی بسیار نازک از آن، همچون شیشه شفاف عمل می‌کند تا از سطح بسیار ظریف بریلیمی محافظت کند و سطحی به‌شدت بازتابنده را فراهم آورد.

jwst

پرتاب تلسکوپ

همان‌طوری که در ابتدای مطلب گفته شد، پرتاب این تلسکوپ تا کنون ۱۰ بار به تعویق افتاده و تاریخ نهایی پرتاب، اوایل سال ۲۰۱۹ بین ماه‌های مارس تا ژوئن اعلام شده است. تلسکوپ فضایی جیمز وب بسیار حساس است و باید به وسیله‌ی راکتی قابل اعتماد به فضا پرتاب شود. آژانس فضایی اروپا اعلام کرد که هزینه‌ی پرتاب این تلسکوپ را بر عهده می‌گیرد و آن را به وسیله‌ی راکت آریان ۵ به فضا پرتاب می‌کند. آریان ۵، یکی از موفق‌ترین و قابل اعتمادترین راکت‌های حال حاضر جهان است و شرکت‌های مختلف از آن برای انتقال محموله‌های فضایی خود به مدار زمین استفاده می‌کنند. ناسا نیز پذیرفته است که تلسکوپ فضایی جیمز وب را به وسیله‌ی این راکت و از ایستگاه گویان فرانسه به فضا پرتاب کند.

آریان ۵ تا به امروز ۸۰ پرتاب موفق داشته است و گزینه‌ای مناسب و ایمن برای پرتاب جیمز وب به‌شمار می‌رود. سکوی پرتابی که ناسا اجرا کرده، ELA-3 است. این سکوی پرتاب در گویان فرانسه (واقع در آمریکای جنوبی) قرار گرفته و به خط استوا نزدیک است که مزایایی دارد. در نزدیکی استوا، چرخش زمین می‌تواند نیروی پیش‌برنده‌ی بیشتری را ایجاد کند و راکت سریع‌تر و راحت‌تر به فضا پرتاب شود. سرعت چرخش زمین در خط استوا، ۱۶۷۰ کیلومتر بر ساعت است.

برای آن‌که تلسکوپ بتواند در قسمت بالایی راکت جای بگیرد، باید جمع شود. در تصویر زیر می‌توانید چگونگی قرار گرفتن تلسکوپ در قسمت بالایی راکت را مشاهده کنید.

ariane

پس از پرتاب و خارج شدن از زمین، تلسکوپ یک سفر ۳۰ روزه را آغاز می‌کند تا به فاصله‌ی ۱.۵ میلیون کیلومتری زمین برسد. این نقطه، به نقطه‌ی لانگرانژی L2 معروف است. نقاط لانگرانژی، پنج نقطه بین دو جرم هستند که در این نقاط، نیروی جاذبه میان دو جرم خنثی می‌شود. زمین و خورشید نیز ۵ نقطه لانگرانژی دارند که ماهواره‌ها و تلسکوپ‌های فضایی را در این نقاط قرار می‌دهند. نقطه لانگرانژی L2 یک ویژگی جالب دارد. اگر هر جرمی در این نقطه قرار بگیرد، با زمین در راستا خواهد بود و به همراه زمین، به دور خورشید گردش می‌کند. قرار گرفتن جیمز وب در این نقطه، باعث می‌شود که سپر خورشیدی بتواند گرما و نور خورشید، زمین و ماه را به راحتی دفع کند و از نظر موقعیت آن‌ها، مشکلی نخواهد داشت.

تلسکوپ در نقطه‌ی L2 هم‌زمان با زمین، به دور خورشید گردش می‌کند

گرانش خورشید و زمین در نقطه‌ی L2 خنثی می‌شود؛ بنابر این حتی اگر تلسکوپ نیروی پیشرانش اندکی نیز داشته باشد، می‌تواند همواره خود را در این نقطه حفظ کرده و به همراه زمین به دور خورشید گردش کند. نکته جالب این است که تلسکوپ جیمز وب، حول نقطه‌ی L2 در یک مدار خاص گردش خواهد کرد و یک‌جا ثابت نمی‌ماند. مداری که جیمز وب در آن قرار می‌گیرد و به دور L2 گردش می‌کند، به اندازه‌ی مدار ماه به دور زمین است! گردش در این مدار باعث می‌شود که تلسکوپ دائماً از سایه زمین و ماه به دور باشد.

از نظر ارتباطی نیز قرارگیری در نقطه L2 مزایایی دارد. از آن‌جایی که تلسکوپ هم‌زمان با زمین به دور خورشید گردش می‌کند؛ ارتباط با آن ساده خواهد بود و هیچ‌گاه از نقطه راداری خارج نمی‌شود. سه آنتن زمینی در استرالیا، کالیفرنیا و اسپانیا هستند که با جیمز وب ارتباط برقرار می‌کنند. تلسکوپ هابل این چنین نیست و هر ۹۰ دقیقه یک‌بار، در قسمت سایه زمین قرار می‌گیرد و امکان ارتباط با آن به‌صورت دائمی وجود ندارد؛ اما تلسکوپ جیمز وب همواره در دسترس است. جدول زمانی رویدادهای پس از پرتاب به شرح زیر است.

jwst

نخستین ساعت

در این لحظه، عملیات پرتاب انجام شده است و راکت آریان ۵ به مدت ۸ دقیقه می‌تواند نیروی پیشرانش ایجاد کند تا تلسکوپ وارد مدار شود. پس از خارج شدن از زمین، سیستم‌های باقیمانده‌ی راکت از تلسکوپ جدا می‌شوند و پنل‌های خورشیدی به آهستگی باز می‌شوند.

نخستین روز

دو ساعت پس از پرواز، آنتن بزرگ تلسکوپ جهت برقراری ارتباط باز می‌شود و با زمین ارتباط برقرار می‌کند. حدود ۱۰ ساعت و ۳۰ دقیقه پس از پرتاب، تلسکوپ از مدار ماه عبور می‌کند و یک چهارم مسیر خود تا نقطه‌ی L2 را می‌پیماید. ۱۲ ساعت پس از پرتاب، راکت‌های کوچکی که روی تلسکوپ هستند فعال می‌شوند تا یک مانور سریع انجام دهند تا تلسکوپ در مسیر درست قرار بگیرد.

نخستین هفته

۲.۵ روز پس از پرتاب، راکت‌ها مجدداً فعال می‌شوند تا یک مانور دیگر را انجام دهند. پس از انجام این کار، نخستین تجهیزات تلسکوپ باز خواهند شد. سپرهای خورشیدی زیرین از جمله نخستین تجهیزاتی هستند که باز می‌شوند و برخی از سیستم‌های دیگر را نیز فعال و باز می‌کنند. پس از این‌ها، نوبت به ساختار اصلی تلسکوپ می‌رسد تا باز شود. در این لحظه، باس‌ها و تلسکوپ در کنار یکدیگر هستند؛ اما به هنگام باز شدن، ۲ متر از یکدیگر فاصله خواهند داشت. پس از این، فرآیند باز شدن آخرین لایه از سپر خورشیدی آغاز خواهد شد. روز ششم، پس از باز شدن آینه‌های اصلی، دومین آینه نیز باز می‌شود.

نخستین ماه

به دلیل باز بودن سپر خورشیدی، دمای تلسکوپ کاهش می‌یابد. در این لحظه، تجهیزات الکترونیکی روشن می‌شوند و نرم‌افزار پرواز نیز بازگذاری می‌شود. اواخر ماه اول، یک تصحیح‌سازی مسیر انجام می‌شود تا دانشمندان مطمئن شوند تلسکوپ به مدار اطراف نقطه‌ی L2 نزدیک شده است. در این لحظه دمای تلسکوپ به پایین‌ترین حد ممکن می‌رسد تا سیستم‌ها بتوانند به درستی کار کنند. ماژول ISIM نیز در این لحظه به دلیل گرمای الکتریکی، گرم شده است.

دومین ماه

۳۳ روز پس از پرتاب، حسگر هدایت کامل یا همان FGS فعال می‌شود و پس از آن نیز NIRCam و NIRSpec فعال می‌شوند. نخستین تصویری که NIRCam ثبت می‌کند باید از ستاره‌های بسیار درخشان باشد تا دانشمندان مطمئن شوند نور به درستی از تلسکوپ عبور می‌کند و به ادوات می‌رسد. از آن‌جایی که هنوز آینه‌های اصلی با یکدیگر تراز نیستند؛ بنابر این این تصویر فوکوس نخواهد داشت و تار است. ۴۴ روز پس از پرتاب، فرآیند تراز کردن آینه اصلی آغاز می‌شود و به وسیله‌ی ثبت یک تصویر از ستاره‌ای نورانی، آن را آزمایش می‌کنند.

jwst

سومین ماه

بین ۶۰ تا ۹۰ روز پس از پرتاب، آینه اصلی تراز شده و به‌صورت یک آینه‌ی واحد درآمده است. در این لحظه، MIRI نیز روشن و فعال می‌شود. اواخر سومین ماه، دانشمندان می‌توانند نخستین تصویر با کیفیت و علمی را از اجرام آسمانی ثبت کنند. در همین زمان، جیمز وب نخستین گردش خود به دور مدار L2 را کامل می‌کند.

ماه‌های چهارم، پنجم و ششم

اکنون بیش از ۸۵ روز از پرتاب می‌گذرد و فرآیند باز شدن و بهینه‌سازی تلسکوپ کامل شده است و نخستین تصویر با کیفیت با NIRCam ثبت خواهد شد. یک ماه و نیم بعد، با سایر تجهیزات نیز تصویربرداری می‌شود تا بهینه شوند. با مشاهده‌ی اهداف از پیش تعیین شده، تجهیزات به مرور زمان کالیبره خواهند شد.

پس از شش ماه

مأموریت تلسکوپ جیمز وب اکنون رسماً آغاز می‌شود تا کارهای لازم علمی انجام شوند و عصر جدیدی در علم ستاره‌شناسی آغاز شود.

اهداف جیمز وب

همان‌طوری که گفته شد، جیمز وب قرار است که جانشین هابل شود؛ بنابر این هر آن‌چه تا به امروز از هابل دیده‌اید، باید از جیمز وب نیز انتظار داشته باشید به علاوه‌ی موارد بی‌شمار دیگر. جیمز وب تلسکوپی بسیار قدرتمند است که می‌تواند نورهای عالم اولیه را رصد کند و به ما در فهم این دوره‌ی مهم کمک شایانی کند. دانشمندان در حال حاضر اهدافی را برای جیمز وب تعیین کرده‌اند که بر سایرین اولویت دارند. این اهداف عبارتند از: سیاره‌های فراخورشیدی، سیاه‌چاله‌های کلان‌جرم، نیاکهکشان‌ها (کهکشان‌هایی قدیمی که کهکشان‌های جدیدتر را به وجود آورده‌اند)،اختروش‌ها، سیاره‌های زمین‌سان دارای آب، عالم نخستین و دوره‌ی یونیزه شدن مجدد جهان، مشتری و قمرهای مهم آن، دنباله‌دارها، سیاره‌های فراکهکشانی و اجرام کمربند کویپر.

galaxy

یکی از اهدافی که دانشمندان قصد دارند در اولین اقدام مشاهده کنند، منظومه‌ی TRAPPIST-1 است. این منظومه دارای چندین سیاره‌ی زمین‌سان است و تلسکوپ جیمز وب می‌تواند به‌وضوح آن را مشاهده کند و اطلاعات مفیدی را در اختیار دانشمندان بگذارد. این منظومه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ حتی اگر هیچ یک از سیاره‌های آن قابل سکونت نباشند، دانشمندان می‌توانند اطلاعات ارزنده‌ای از آن‌ها به دست آورند که به ما در یافتن سیاره‌های دیگر کمک خواهند کرد.

بررسی سیاره‌های منظومه‌ی شمسی نیز در دستور کار دانشمندان قرار دارد. دانشمندان می‌توانند با بررسی این سیاره‌ها، احتمالاً به اطلاعات ارزنده‌ای در خصوص منشأ حیات دست یابند. جیمز وب در نور فروسرخ نیز رصد را انجام می‌دهد؛ بنابر این باید انتظار داشته باشیم که سیاره‌های فراخورشیدی و فراکهکشانی جدیدی کشف کند. به دلیل قدرت بالا و بزرگ بودن آینه‌ی اصلی تلسکوپ، طی چند سال آینده شاهد انتشار تصاویر بی‌نظیری از کهکشان‌ها و اجرام سماوی خواهیم بود که نظیر آن‌ها را تا به امروز مشاهده نکرده‌ایم.

جمع‌بندی

جیمز وب، قدرتمندترین تلسکوپ فضایی ساخته‌ی دست بشر خواهد بود. ناسا، آژانس فضایی اروپا، آژانس فضایی کانادا و تعدادی از دانشگاه‌های ایالتی آمریکا، در توسعه‌ی این پروژه نقش داشته‌اند و تلاش‌های بی‌شماری برای پیشرفت آن انجام داده‌اند و هزینه‌های بسیاری متحمل شده‌اند. این تلسکوپ تجهیزات پیشرفته‌ای دارد از NIRCam و NIRSpec گرفته تا باس‌های ماهواره‌ای و سپر خورشیدی؛ همگی از جمله‌ی این تجهیزات هستند. بیش از ۸.۸ میلیارد دلار برای این پروژه هزینه شده که مبلغ هنگفتی است. ناسا در مورد این تلسکوپ جای هیچ اشتباهی ندارد و باید به طرز شگفت‌انگیزی خطا را به صفر برساند؛ زیرا در صورت وقوع یک اشتباه بسیار ناچیز، امکان جبران وجود نخواهد داشت.

تلسکوپ جیمز وب / james webb

وقتی که تلسکوپ هابل به فضا پرتاب شد و نخستین تصویر را ثبت کرد، آن تصویر بسیار تار بود و تلسکوپ نمی‌توانست روی سوژه فوکوس کند؛ بنابر این ناسا فضانوردانی را به فضا فرستاد تا تلسکوپ را تعمیر کنند؛ اما جیمز وب تفاوت دارد. این تلسکوپ در فاصله‌ی ۱.۵ میلیون کیلومتری از زمین قرار می‌گیرد و امکان ارسال فضانورد به آن‌جا وجود ندارد. اگر اشتباهی مشابه هابل رخ دهد، تلسکوپ برای همیشه از دست خواهد رفت. با توجه به این موضوع، ناسا و مهندسانی که در توسعه‌ی این پروژه نقش داشته‌اند، باید در چند ماهی که به پرتاب باقی مانده است، نهایت دقت خود را به‌ کار ببرند تا هیچ اشتباهی رخ ندهد.

به‌طور کلی، این تلسکوپ می‌تواند علم ستاره‌شناسی را دگرگون سازد و عصر جدیدی در این علم آغاز کند و شناخت ما از کیهان را افزایش دهد. با مشاهده‌ی کهکشان‌های عالم اولیه و نخستین نورها، به ما بگوید منشأ وجود ما کجا است و سیاره‌ها چگونه طی این مدت شکل گرفته‌اند. می‌تواند به ما در یافتن سیاره‌های فراخورشیدی که امکان زندگی در آن‌ها وجود دارد کمک کند و شاید منشأ حیات زمینی را نیز مشخص کند.



سه پژوهشگر جوان با نام‌های مورتیز لیپ، دانیل گراس و مایکل شوارز در روزی سرد در اوایل ماه ژانویه، در شهر گراتس اتریش در خانه‌هایشان پشت کامپیوتر نشستند و سعی کردند به اساسی‌ترین بخش امنیتی خود نفوذ کنند.

دو روز قبل از آن،‌ این سه نفر تصمیم گرفته بودند ایده‌ای را که هفته‌ها ذهنشان را به‌ خود مشغول کرده بود، بررسی کنند و بفهمند که چگونه پردازنده‌ها از حساس‌ترین حافظه میلیاردها کامپیوتر محافظت می‌کنند. آن‌ها پس از گذراندن آن شب با یکدیگر، هرکدام روز بعد به‌صورت مستقل کدی نوشتند تا عملا حمله به آسیب‌پذیری را تست کنند و نتیجه را فورا از طریق پیام‌هایی به یکدیگر گزارش دهند.

عصر آن روز، گراس به دو نفر دیگر گفت موفق شده است کدی طراحی کند که می‌تواند اطلاعات را از عمیق‌ترین و حفاظت‌شده‌ترین بخش سیستم‌عامل کامپیوتر (کرنل) بدزدد. این اطلاعات همراه با کاراکترهای تصادفی نبود؛ بلکه داده‌هایی حقیقی از این بخش حساس ماشین بود: خلاصه‌هایی از تاریخچه‌ی مرورگر وب و متن از مکالمات خصوصی ایمیل. گراس بیش‌ از اینکه احساس موفقیت کند، شوکه و ناامید شد. گراس می‌گوید:

واقعا ترسناک بود. شما انتظار این را ندارید که مکالمات خصوصی شما بدون اجازه از یک برنامه خارج شود.

لیپ و شوارتز هم به‌زودی کدهای خود را اثبات کردند و  به نتایج یکسانی رسیدند: لیپ شاهد بیرون آمدن نشانی‌های اینترنتی و اسامی فایل‌ها بود. او می‌گوید:

ناگهان رشته‌هایی را دیدم که بدان‌جا تعلق نداشتند. پیش خودم فکر کردم کد من واقعا کار می‌کند.

این سه پژوهشگر در آن شب نتوانستند بیش از چند ساعت بخوابند. روز بعد آن‌ها به اینتل پیامی فرستادند و درمورد نقص‌های بالقوه تراشه‌های آن هشدار دادند. آن‌ها در واقع شکافی در یکی از اساسی‌ترین سیستم‌های امنیتی دنیای کامپیوتر پیدا کرده‌ بودند و پیشنهاد کردند که از دسترسی برنامه‌های غیر قابل‌ اعتماد به سایر پردازش‌های کامپیوتر یا عمیق‌ترین لایه‌های سیستم‌عامل کامپیوتر که حساس‌ترین اطلاعات محرمانه در آنجا نگهداری می‌شود، جلوگیری شود. با این شکاف، هر هکری می‌تواند با اجرای کد روی کامپیوتر هدف از طریق برنامه‌ی دارای ضعف، به اطلاعات محرمانه‌ای که در کرنل کامپیوتر ذخیره شده است (مثلا فایل‌های شخصی، گذرواژه‌ها، یا کلیدهای رمزنگاری) دسترسی پیدا کند.

 

یک ماشین مجازی مخرب می‌تواند در سرویس‌های ابری مانند خدمات وب آمازون، به اطلاعات محرمانه‌ی همسایگان آن دست پیدا کند. در این سرویس‌ها، ماشین‌های مجازی در یک سرور فیزیکی به‌طور همزمان در یک‌جا وجود دارند و امکان درز اطلاعات از طریق ماشین‌ مجازی مخرب بیشتر است. کشف تیم سه‌نفره‌ی گراتس که از حمله آن با نام Meltdown یاد می‌شود، نشان داد که شکافی حیاتی در اساسی‌ترین بخش حفاظتی کامپیوتری و محاسباتی وجود دارد و شاید مهم‌ترین مشکل این باشد که این شکاف در تراشه‌های اینتل از اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ وجود داشته است. احتمال وقوع این حمله  بدون اینکه به اطلاع عموم برسد، به مدت ده‌ها سال وجود داشته است.

با این‌ حال کمپانی اینتل پس از یک هفته سکوت، پاسخی شگفت‌انگیز به این سه پژوهشگر داد. کمپانی اینتل که درحال یافتن راه‌ حلی برای این مشکل بود، اعلام کرد که این تیم سه‌نفره اولین کسانی نیستند که درمورد این آسیب‌پذیری به اینتل هشدار می‌دهند. در واقع دو تیم تحقیقاتی دیگر قبلا این آسیب‌پذیری را به گوش کمپانی رسانده بودند. با احتساب تکنیکی دیگر به نام اسپکتر، اینتل به این سه پژوهشگر گفت آن‌ها در واقع چهارمین تیم تحقیقاتی هستند که مشکل کلاس جدید را آن هم ظرف مدت چند ماه گزارش می‌کنند.

پل کوچر، یکی از پژوهشگران مشهور امنیتی و یکی از دو نفری که به‌طور مستقل گزارش مربوط به حمله اسپکتر را به سازنده‌های تراشه داد، می‌گوید:

اگر نظر من را بخواهید، رخ‌ دادن همه‌ی این اتفاقات به‌طور همزمان دیوانه‌کننده است. این دو رشته اجرایی هیچ نقطه‌ی اشتراکی با هم ندارند و دلیلی وجود ندارد که کسی قبلا نتوانسته باشد آن‌ها را کشف کند و لزوما امروز باید کشف شود.

برخورد چهارگانه

درواقع اینکه همه‌ی پژوهشگران در یک‌ زمان متوجه مشکلی شدند که دو دهه است وجود دارد، این سؤال را به وجود می‌آورد که آیا قبل از آن‌ها، کسی از وجود این نقطه‌‌ضعف آگاهی داشته و از آن برای جاسوسی طی سال‌ها استفاده کرده است یا خیر. در آن هفته و پس از رسوایی، همه‌ی شرکت فناوری بزرگ برای جلوگیری از آسیب، به اصلاح نرم‌افزارهای خود پرداختند.

طبق گفته‌های بروس اشنایر، پژوهشگر امنیتی و عضو مرکز هاروارد بلفر، هماهنگی یافته‌ها در مورد حمله به این پردازنده‌ها نه‌تنها یک راز را برملا می‌کند، بلکه درسی در مورد سیاست به ما می‌دهد: زمانی‌که سازمان‌های اطلاعاتی مثل آژانس امنیت ملی آمریکا آسیب‌پذیری‌های قابل هک را کشف و به‌طور مخفیانه از آن‌ها استفاده می‌کنند، نمی‌توان فرض را براین گرفت که این باگ‌ها توسط سایر هکرها کشف نخواهد شد (صنعت امنیتی نام این پدیده را برخورد باگ می‌گذارد).

روزنه امنیتی پردازنده اینتل

ملت‌داون و اسپکتر اولین باگ‌هایی نیستند که به‌طور همزمان اتفاق می‌افتند. چیزی (که حتی اشنایر هم اعتراف می‌کند که نمی‌داند چیست) باعث می‌شود بهترین پژوهشگران امنیتی دنیا تقریبا به‌طور همزمان کشف‌هایی در این مورد انجام دهند؛ همان‌طور که لایبنیتس و نیوتون همزمان محاسبات دیفرانسیل و انتگرال را در اواخر قرن ۱۷ کشف کردند و ۵ مهندس مختلف به‌طور مستقل در دهه ۱۹۲۰ تلویزیون را اختراع کردند.

اشنایر که تابستان گذشته در مورد کشف باگ‌ها، مقاله‌ای به‌صورت مشترک نوشت، می‌گوید:

این خیلی عجیب است. انگار نکته‌ای عجیب درمورد آن وجود دارد. اتفاقی در جامعه رخ می‌دهد و اذهان را به خودش معطوف می‌کند. افراد تصمیم می‌گیرند آن را ارزیابی کنند. مورد مشخص این است که این اتفاق زیاد هم شانسی نیست.

وقتی آژانس امنیت ملی آمریکا آسیب‌پذیری روز صفر (یک نقص قابل هک‌ شدن که قبلا در نرم‌افزار و سخت‌افزارها وجود داشت) را کشف می‌کند، اشنایر معتقد است که باید دو نکته در نظر گرفته شود: اینکه آیا آژانس از این باگ برای جاسوسی استفاده می‌کند یا اینکه برای رفع، آن را گزارش می‌دهد. اشنایر باور دارد که همزمان بودن کشف باگ‌هایی مثل اسپکتر و ملت‌داون، بدین معنا است که آن‌ها برای جلوگیری از مشکلات به افشای آن پرداختند: بر اساس برآوردهای تقریبی او در مطالعه‌اش در دانشگاه هاروارد، یک‌سوم باگ‌های روز صفر، در همان‌ سال احتمالا اولین‌ بار توسط آژانس امنیت ملی کشف شده‌اند. اشنایر می‌گوید:

اگر من چیزی را بعد از ۱۰ سال خاموش ماندن کشف کنم، حتما چیزی باعث این کشف شده است و این مورد جدای از تصادف، باعث خواهد شد افراد دیگری نیز آن را کشف کنند. بنابراین اگر آژانس امنیت ملی آن را کشف کند، احتمال این وجود دارد که آژانس‌های اطلاعاتی دیگر نیز آن را کشف کنند و حداقل احتمال کشف آن فراتر از شانس و تصادف است.

اینتل

حدس و گمانه‌زنی

برخی از عناصر برخورد باگ‌های ملت‌داون و اسپکتر هنوز غیر قابل توضیح است؛ ولی برخی از پژوهشگران از شواهد عمومی یکسانی برای کشف‌های خود استفاده می‌کنند. آندرس فگ، یک تحلیل‌گر بدافزار آلمانی شرکت جی‌دیتا، در ماه جولای (خرداد) سال گذشته در وب‌لاگ خود نوشت که او در حال کشف یک قابلیت عجیب از ریزپردازنده‌های مدرن به نام speculative execution بوده است. سازندگان تراشه در این تکنیک برای تسریع پردازش، پردازنده‌هایی طراحی می‌کنند که به‌جای تلف کردن وقت برای گلوگاه‌های پردازشی، از اجرای کدها چشم‌پوشی و پرش کند و نتایج را به‌صورت نامنظم پردازش کند تا زمان بیشتری ذخیره شود.

تراشه با حذف عمل بررسی کدها، این فرصت را در اختیار کدهای مخرب قرار می‌دهد

فگ معتقد است که چشم‌پوشی و پرش می‌تواند به کدهای مخرب اجازه بدهد با دستکاری پردازنده، به بخشی از حافظه که نباید به آن دسترسی داشته باشد، (مثلا کرنل) دسترسی پیدا کند. درواقع تراشه با حذف عمل بررسی کدها این فرصت را در اختیار کدهای مخرب قرار می‌دهد. حتی بعد از اینکه پردازنده متوجه اشتباه خود شود و نتایج دسترسی کد مخرب را پاک کند، کد مخرب می‌تواند دوباره پردازنده را فریب بدهد و کش (بخش کوچکی از حافظه که به پردازنده برای دسترسی آسان و نگهداری اطلاعات استفاده‌شده اخیر اختصاص داده می‌شود) و حافظه را بررسی کند. برنامه می‌تواند با مشاهده‌ی زمانبندی این بررسی‌ها، راه‌های دسترسی به اطلاعات محرمانه کرنل را پیدا کند.

نرم افزار جاسوسی

فگ موفق نشد حمله‌ای مؤثر برای اثبات ادعایش انجام دهد، با‌ این‌ حال هشدار داد که speculative execution به احتمال زیاد برای امنیت آینده مشکلاتی به وجود خواهدآورد.

فگ هنوز هم هشدارهایی برای جامعه‌ی تحقیقاتی امنیتی سخت‌افزاری ارائه می‌دهد. چند ماه پس از هشدارهای او بود که سه پژوهشگر دانشگاه تکنولوژی گراتس تهدید را جدی گرفتند. اولین سرنخ واقعی آن‌ها از لیست ایمیل کرنل لینوکس به دست آمد: آن‌ها در ماه اکتبر متوجه شدند که سازندگان کمپانی‌های بزرگ مثل اینتل، آمازون و گوگل به‌طور ناگهانی به بازسازی طرح دفاعی خود از سیستم‌های‌ عامل به نام کایزر علاقه‌مند شدند. پژوهشگران گراتس این طرح را به‌منظور ایزوله‌ کردن بهتر حافظه برنامه‌های مربوط به حافظه سیستم‌عامل طراحی کرده‌ بودند.

پژوهشگران گراتس انتظار داشتند کایزر مشکلات جدی‌تر از ملت‌داون و اسپکتر را نیز حل کند. تمرکز این پژوهشگران روی مخفی کردن مکان حافظه کامپیوتر در مقابل کدهای مخرب بود؛ نه اینکه لزوما دسترسی آن‌ها را به این حافظه مسدود کند. لیپ می‌گوید:

ما خوشحال بودیم. افراد به پیاده‌سازی اقدامات متقابل ما علاقه نشان دادند.

اما به‌زودی توسعه‌دهندگان گزارش دادند که لیست ایمیل با پچ کایزر روی برخی از تراشه‌های اینتل کند می‌شود. سرعت پردازش آن چیزی بین ۵ تا ۳۰ درصد در برخی از پردازش‌ها کاهش می‌یابد (اثر جانبی جدی‌ که پژوهشگران گراتس انتظار آن را نداشتند). اینتل و سایر غول‌های فناوری هنوز در حال تلاش برای اصلاح بودند. لیپ می‌گوید:

حتما مسئله‌ی مهم‌تر و بزرگ‌تری در اینجا مطرح است.

آیا شرکت‌های فناوری که از پچ کایزر استفاده می‌کنند، نقص پنهانی و شدید دیگری ارائه می‌کنند؟ او و سایر پژوهشگران گراتس با پرسیدن این سؤال از خود، بار دیگر به سمت گفته‌های فگ درمورد حمله ناموفق speculative execution رفتند. وقتی آن‌ها تصمیم گرفتند خودشان آن را امتحان کنند، شوکه شدند و فهمیدند که می‌توانند با اصلاح تکنیک فگ، کارهایی انجام دهند. البته آن‌ها تنها نبودند. چند هفته قبل از این ماجرا، پژوهشگری به نامتوماس پرچر در درسدن (شرکت امنیت آلمانی سایبروس) به‌طور تصادفی روش فگ را امتحان کرده بود. پرچر می‌گوید:

من ۶ ماه پیش به این روش نگاهی انداخته بودم و ایده‌های جالبی هم پیدا کرده بودم، ولی آن‌ها را فراموش کردم. در نوامبر به‌طور شانسی دوباره سراغ آن رفتم و تصمیم گرفتم که آن را امتحان کنم. من خیلی سریع آن را راه‌اندازی کردم.

یک پردازنده

در پایان، سایبروس و پژوهشگران گراتس اوایل دسامبر، کار خود را به اینتل گزارش دادند. اینتل در اواسط ماه دسامبر ۲۰۱۷ به آن‌ها گفت قبلا کسی باگ‌های ملت‌داون و اسپکتر (حمله speculative execution) را گزارش داده است. این هشدار از طرف گروه پروژه‌ی صفر گوگل (تیم زبده هکرهای شکارچی باگ‌) به اینتل داده شده بود. درواقع جان هورن، پژوهشگر پروژه‌ی صفر، این حمله را در ماه ژوئن و هفته‌ها قبل از پست وبلاگ فگ کشف کرده بود.

آغاز از صفر

هورن چگونه توانست به‌طور مستقل به حمله‌ی speculative execution در تراشه‌های اینتل پی ببرد؟ وی می‌گوید با خواندن کتابچه راهنما این کار را انجام داده است. هورن که هکری ۲۲ ساله است در اواخر ماه آوریل سال گذشته کار خود را در پروژه‌ی زیرو پس از فارغ‌التحصیلی شروع کرد. او در زوریخ سوئیس در کنار همکارش شروع به نوشتن نرم‌افزاری برای تمرکز بر پردازنده کرد. این نرم‌افزار نسبت به عملکرد تراشه‌های اینتل بسیار حساس بود؛ به همین دلیل هورن وارد جزئيات اینتل شد تا بفهمد چه‌مقدار از برنامه پردازنده‌های اینتل می‌تواند برای سرعت بخشیدن به آن، خارج از نظم کار کند.

او خیلی سریع متوجه شد اینتل در نقطه‌ای از کدی که او روی آن کار می‌کرد، تغییری ناگهانی به دلیل speculative execution انجام می‌دهد تا سرعت تراشه را بالا ببرد و این عملکرد باعث می‌شود یک جای مخفی به‌طور تصادفی در کش پردازنده ذخیره شود. به‌عبارت‌دیگر، این عملکرد فرصت را برای یک حمله‌کننده یا هکر برای نفوذ فراهم می‌کند. هورن یک ایمیل به وایرد فرستاد. او می‌گوید:

من متوجه شدم که این می‌تواند (حداقل از نظر تئوری) چیزی فراتر از کد را تحت تأثیر قرار دهد، بنابراین تصمیم گرفتم آن را بیشتر مورد بررسی قرار دهم.

هورن در اوایل ماه مه (اردیبهشت) این تکنیک را توسعه داد و حمله‌ای را ترتیب داد که با نام اسپکتر معروف شد. اسپکتر برخلاف ملت‌داون که مستقیما از پردازنده سوءاستفاده می‌کند، با بهره‌گیری از speculative execution برنامه‌ها و پردازش‌های سیستم کامپیوتر را فریب می‌دهد تا اطلاعات محرمانه را در کش پردازنده ذخیره کنند و این اطلاعات در آنجا همانند حمله‌ی زمانی ملت‌داون دراختیار هکر قرار بگیرند. به‌عنوان‌ مثال اسپکتر می‌تواند با دستکاری یک مرورگر وب به تاریخچه یا گذرواژه‌های آن دسترسی پیدا کند. 

استفاده از اسپکتر برای هکرها سخت‌تر از ملت‌داون و اصلاح آن پیچیده‌تر است. این تکنیک حمله فقط مخصوص تراشه‌های اینتل نیست و روی تراشه‌های ARM و AMD نیز جواب می‌دهد. مشکلاتی که اسپکتر به‌ وجود می‌آورد سنگین‌تر و طولانی‌تر هستند. هورن دستاوردهای خود را در یکم ژوئن به سازندگان تراشه‌ گزارش داد و به کشف قابلیت‌های دیگر speculative execution ادامه داد و بعد از سه هفته متوجه حمله‌ی ملت‌داون شد و آن را گزارش داد.

سرانجام نوبت به همزمان شدن ملت‌داون و اسپکتر رسید. درزمانی که هورن درحال بررسی و آزمایش حملاتش بود، پل‌کوچر در کمپانی وابسته به سان‌فرانسیسکو (کمپانی تحقیق رمزنگاری) که خودش تاسیس کرده بود شروع به مطالعه کرد. او زمان می‌خواست تا مسئله‌ای عظیم در امنیت کامپیوتر را کشف کند: استخراج بهترین عملکرد از ریزپردازنده‌ها به هر قیمتی (شاید شامل به قیمت اساسی‌ترین بنیان امنیتی آن‌ها).

 مایک همبرگ (همکار سابق کوچر) در کنفرانسی درمورد رمزنگاری و سخت‌افزار در تایپه در تابستان گذشته، ابهاماتی در مورد speculative execution مطرح کرد. کوچر فورا درصدد اثبات مشکل برآمد. کوچر می‌گوید:

وقتی من به این تکنیک برای بالا‌بردن سرعت تراشه نگاه کردم، به‌عنوان یک فرد مسئول در امر امنیتی متوجه شدم که این تکنیک واقعا ایده بدی است.

کوچر بعد از این ماجرا از تایپه بازگشت و کد خود را نوشت (بدون اینکه درمورد دستاوردهای هورن چیزی بداند.)

خارج‌ از محدوده یا گفتن یک حکایت؟

سؤال کلیدی برای کوچر این نبود که چگونه این تعداد از پژوهشگران هم‌زمان حمله‌ای یکسان را کشف می‌کنند. درواقع سؤال او این بود که چگونه این حملات پس از گذشت این همه زمان هنوز کشف نشده بودند؛ یا کشف شده بودند و برای جاسوسی و هک در اختفا مورد استفاده قرار می‌گرفتند. کوچر می‌گوید:

اگر از من بپرسید آیا سازمان‌های اطلاعاتی سال‌ها پیش آن‌ها را کشف کرده‌اند، باید بگویم قطعا همین‌طور است. این سازمان‌ها بهترین و بیشترین تلاش را برای این قبیل کارها انجام می‌دهند. بنابراین اینکه آن‌ها از این نواقص آگاهی داشته باشند کاملا محتمل است و تازمانی‌که اطلاعات خوبی به‌ دست بیاورند این راز را افشا نمی‌کنند. آژانس امنیت ملی آمریکا تنها سازمان اطلاعاتی‌ نیست که به این نواقص آگاهی دارد و سایر هکرهای استخدام دولتی نیز به احتمال زیاد مهارت‌هایی در این زمینه دارند تا بتوانند اسپکتر و ملت‌داون را شناسایی کنند.

راب جویس، هماهنگ‌کننده‌ی امنیت سایبری کاخ سفید و عضو ارشد سابق آژانس امنیت ملی آمریکا، به واشینگتن‌پست گفت که این آژانس در مورد اسپکتر و ملت‌داون اطلاعی نداشته و از آن‌ها استفاده نکرده‌ است. جویس همچنین نشان داد که آژانس قوانینی برای افشای آسیب‌پذیری‌هایی که کشف می‌کند دارد و آن را در اختیار عموم قرار می‌دهد.

آژانس امنیت ملی آمریکا تنها سازمان اطلاعاتی نیست که به این نواقص آگاهی دارد

با وجود شواهد غیر طبیعی برای کشف باگ‌های اسپکتر و ملت‌داون، هنوز هم مشخص نیست که این پدیده چگونه پیش می‌رود. بروس اشنایر یک مجموعه گزارش باگ حاوی ۴۳۰۰ آسیب‌پذیری را مورد بررسی قرار داد. ۱۴ درصد از آسیب‌پذیری‌های مربوط به اندروید و حدود ۱۳ درصد از باگ‌های کروم، پس از گذشت ۶۰ روز از افشای اولیه آن‌ها دوباره گزارش شدند. اشنایر می‌گوید:

نگهداری آسیب‌پذیری‌ها برای آژانس امنیت ملی بسیار خطرناک‌تر از چیزی است که شما فکر می‌کنید و اعداد خام را ارائه می‌دهد.

اما مطالعه‌ی دیگری که در سال گدشته توسط شرکت راند انجام شد (بررسی باگ‌ها توسط یک سازمان پژوهشی بی‌نام انجام شد)، نشان داد که تنها ۵.۷ درصد احتمال گزارش شدن مجدد یک باگ در یک سال وجود دارد. البته این مطالعه درمورد سایر کشف‌های باگ‌ مخفی چیزی ارائه نداد. لیلین آبلون یکی از نویسنده‌های این مطالعه، تمامی باگ‌ها را متوجه اسپکتر و ملت‌داون نمی‌داند و تنها معتقد است که این موارد می‌توانند چشم‌ها را به‌سوی یک زمینه واحد و محدود متمرکز کنند. او می‌گوید:

ممکن است در این زمینه همزمانی کشف باگ وجود داشته باشد؛ ولی نمی‌توان تنها با استناد به این برخورد ادعا کرد که همیشه شاهد تقارن باگ‌ها خواهیم بود. پایگاه‌های‌ کد و کلاس‌هایی از باگ‌ وجود خواهند داشت که توجهی به سمت آن‌ها جلب نخواهد شد.

از نظر کوچر، درس واقعی از ماجرا این است که جامعه پژوهشی امنیت باید به‌جای دنباله‌ کردن رد پای بقیه، به یافتن و اصلاح باگ‌های کدهای مبهمی بپردازد که به‌ندرت توجه گسترده‌ای را به‌ خود جلب می‌کنند. کوچر می‌گوید:

من در طول حرفه‌ام هرموقع به جایی نگاه کردم که مسئول امنیتی ندارد، چیز خوشایندی در آنجا دیدم. مسئله شوکه‌کننده برای من این است که این حملات سال‌ها ست که کشف‌نشده‌ بودند و سؤال و ترس من از این است که چه تعداد از موارد ناشناخته این‌چنینی هنوز وجود دارد که به مدت ۱۰ تا ۱۵ سال کشف نشده است.



تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1396برچسب:, | | نویسنده : مقدم

اینترنت با پهنای باند گیگابیتی (Gigabit-speed internet) تحول بزرگ بعدی در اینترنت خانگی است. اینترنت گیگابیتی یا اینترنت فوق سریع (Ultra-high-speed internet) یک جهش نسبت به اینترنت کابلی سنتی است و شاید بسته به خدماتی که به شما می‌دهد، حتی ارزان‌تر از آن باشد.

اینترنت با سرعت گیگابیتی چیست؟

اینترنت گیگابیتی به‌اختصار به خدمات پهنای باند شامل سرعت دانلود در حد گیگابیت در ثانیه گفته می‌شود. این خدمات در سال‌های اخیر و فقط در تعداد انگشت‌شماری از شهرها ارائه شده است؛ اما می‌توان گفت آینده‌ی اتصال اینترنت خانگی خواهد بود.

 

در حال حاضر بزرگ‌ترین مشکل در استفاده از اینترنت خانگی، راه‌های ارتباط با اینترنت است. هرچه بیشتر از سرویس‌هایی مانند مشاهده فیلم، بازی‌های آنلاین و دستگاه‌های هوشمند خانگی استفاده می‌کنیم، نیاز به ارتباطات سریع‌تر و انتقال داده‌های بیشتری خواهیم داشت. همچنین اگر این خدمات فراگیر شوند، هزینه اتصال کاهش خواهد یافت. در مکان‌هایی که این خدمات رونمایی و استفاده شده‌اند، قیمت‌ دسترسی به اینترنت در سراسر مناطق تحت پوشش حتی برای طرح‌های ثانویه نیز کاهش یافته است.

چه کسی اینترنت گیگابیتی ارائه می‌دهد و چه هزینه‌ای دارد؟

دسترسی به اینترنت با سرعت فوق‌العاده بالا، در سراسر ایالات متحده به‌طور گسترده‌ای در حال افزایش است؛ اما هنوز در ابتدای راه عرضه قرار دارد. اگر در یکی از شهرهای بزرگ این کشور زندگی می‌کنید، ممکن است برخی از افراد در منطقه شما به اینترنت گیگابیتی دسترسی داشته باشند؛ اما بااین‌حال امکان دسترسی همه‌ی افراد هنوز فراهم نشده است. در این کشور همه ارائه‌دهندگان عمده خدمات اینترنتی به‌نوعی این سرعت را ارائه می‌دهند؛ هرچند مکان‌ ارائه این خدمات در شرکت‌های مختلف، متفاوت است. حتی احتمال دارد در شهرها و شهرک‌های کوچک‌تر هم شانس استفاده از این خدمات را داشته باشید.

مقایسه قیمت سرویس‌دهنده‌های اینترنتی با سرعت گیگابیتی

نام اپراتورنوع خدماتقیمت ماهانه
AT&T فیبر نوری $90
CenturyLink فیبر نوری $80
Comcast کابل مسی $70
Cox کابل مسی $120
Google فیبر نوری $70
Spectrum کابل مسی $105
Verizon فیبر نوری $90

 

بسیاری از شرکت‌ها به‌طور فعال در شبکه‌های فیبرنوری محلی سرمایه‌گذاری می‌کنند. با این کار زیرساخت‌های مورد نیاز برای ارائه‌دهنده‌های خدماتی که می‌خواهند اینترنت را با سرعت فوق‌العاده بالا عرضه کنند فراهم شده است. در این کشورها می‌توان با توجه به خدمت‌دهندگان اینترنت، گزینه‌های موجود در منطقه را بررسی کرد؛ چرا که بسیاری از شرکت‌های کوچک‌، از انتقال با سرعت گیگابیتی به‌عنوان فرصتی برای رقابت با شرکت‌های بزرگ استفاده می‌کنند و پیشنهادات جذابی در مقایسه با شرکت‌های بزرگ می‌دهند.

قیمت‌گذاری‌ نیز متفاوت اما روند کلی روشن است؛ قیمت‌ها مشابه سایر خدمات پهنای باند هستند با این تفاوت که سرعت را برحسب گیگابیت ارائه می‌کنند. در حال حاضر می‌توان سریع‌ترین اینترنت ممکن (فیبر نوری) را با قیمت یک اشتراک اینترنت کابلی (مثل ADSL) خریداری کرد.

 توجه داشته باشید که قیمت‌گذاری خدمات اینترنتی با چالش‌های بسیاری همراه است. پیدا کردن اطلاعات قیمت‌گذاری واقعی دشوار است و بسیاری از این قیمت‌ها مقدماتی هستند و به‌صورت یک‌ساله یا دوساله با یک قرارداد طولانی‌مدت اعمال می‌شود؛ به این معنی که ممکن است پیشنهادهای بهتری در خرید یک بسته اینترنت به همراه اشتراک تلویزیون کابلی وجود داشته باشد یا مبلغ ماهیانه‌ی اضافه برای سخت‌افزار منحصربه‌فردی که سرعت‌های گیگابیتی نیاز دارد هزینه شود. مثل همیشه باید دید چه گزینه‌هایی در منطقه موجود است و در مورد قیمت‌گذاری‌ها را تحقیق کرد.

اینترنت گیگابیتی چگونه کار می‌کند؟

اینترنت گیگابیتی هنوز در نقاط مختلف ایالات متحده در حال گسترش است و ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت سرعت گیگابیتی را با استفاده از دو فناوری ارائه می‌کنند.

اولین راه شبکه‌های فیبر نوری است

ظرفیت بالای انتقال داده‌های خطوط فیبر نوری و نبود به‌هم‌ریختگی و نویز (یک مسئله رایج در خطوط استاندارد مسی) فناوری انتقال اطلاعات مبتنی بر نور را برای ارائه سرعت‌های گیگابیتی بسیار مناسب می‌کند. تا همین اواخر، این سرعت‌ها تنها توسط ارائه‌دهندگان با زیرساخت فیبر نوری مانند Verizon Fios و Google Fiber ارائه می‌‌شد، اما بازیکن دومی وارد بازی شده است؛ استاندارد DOCSIS 3.1 که این خدمات را در همان کابل‌های هم‌محور (کابل مسی) در دسترس قرار می‌دهد که برای اینترنت کابلی استاندارد استفاده می‌شوند. اما این کار دقیقا مشابه فیبر نوری نیست؛ زیرا فرمت جدید سرعت دانلود را تا یک گیگابیت در ثانیه تقویت می‌کند، اما سرعت آپلود تنها ۳۵ مگابیت در ثانیه است.

تفاوت گیگابیت با سرعت‌های فعلی چیست؟

در مقایسه با بسته‌های استاندارد جهانی اینترنت مبتنی بر کابل که سرعت دانلود ۲۰ تا ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه و در کشور ما ۵۱۲ کیلوبیت تا ۱۶ مگابیت را ارائه می‌دهند، این سرعت‌ها افزایش بسیار چشمگیری در حدود سرعت ۱۰۰۰ مگابیت یا یک میلیون بیت در ثانیه دارند.

یکی دیگر از مزایای مهم این فناوری (در اکثر پیاده‌سازی‌های فعلی) این است که سرعت دانلود با سرعت آپلود برابر می‌شود. به‌طور سنتی برای آپلود کردن یک فایل پهنای باند بسیار کمی موجود است؛ مثلا می‌توانید یک ویدیوی پنج‌دقیقه‌ای را در یوتیوب در مدت‌زمانی در همان حدود تماشا کنید، اما آپلود یک فیلم مشابه ممکن است بیش از یک ساعت طول بکشد. سرعت آپلود سریع‌تر برای فعالیت‌هایی مانند پخش بازی‌ در سرویس‌هایی مانند Twitch نیز یک مزیت است.

کار انلاین

چه‌کاری می‌توانیم با سرعت گیگابیت انجام دهیم؟

این پهنای باند عظیم (‌یک میلیون بیت در ثانیه‌) بدین معنی است که می‌توانید همه‌ی کارهایی را که قبلا انجام می‌دادید خیلی بیشتر و سریع‌تر به‌صورت آنلاین انجام دهید. تمام مرور وب، آپلودها و کارهای معمول شما با سرعت بیشتر و تراکم کمتری در شبکه خانگی پشتیبانی می‌شود. همچنین کاربردهای خاصی وجود دارد که به‌طور چشم‌گیری از این سرویس سود می‌برند مانند:

پخش آنلاین ویدئو

پهنای باند بالا به معنی تماشای ویدیوهای مختلف در دستگاه‌های متفاوت به‌صورت هم‌زمان بدون تداخل و بدون کوچک‌ترین وقفه است. اما پیشرفت واقعی در زمینه پخش 4k اتفاق می‌افتد که ۴ تا ۵ برابر داده‌های بیشتری نسبت به 1080p استفاده می‌کند و می‌تواند بدون بارگذاری رایج در پهنای باند استاندارد، اجرا شود.

بازی‌های آنلاین

 هر کسی که تابه‌حال در بازی آنلاینی به خاطر پینگ بالا و تأخیر در اتصال به سرور شکست خورده باشد، قدردان سرعت گیگابیتی خواهد بود. با تطابق سرعت دانلود و آپلود هرگز نگران نرخ پینگ آهسته و اتصال با تأخیر نخواهید بود.

رسانه‌های جذاب

 تماشای آنلاین 4k فقط بخش کوچکی از ماجرا است. آپلود و دانلود سریع‌تر، دسترسی به رسانه‌های جذاب‌تری مانند ویدیو ۳۶۰ درجه و واقعیت افزوده را بیشتر می‌کند. با فراگیر شدن این سرعت رسانه‌های جدید هم پا به عرصه خواهند گذاشت؛ درست مانند زمانی که دسترسی به اینترنت با پهنای باند بالا باعث ایجاد سرویس‌های پخش آنلاین ویدئو شد.

پشتیبان‌گیری از داده‌ها

 به‌طور سنتی، پشتیبان‌گیری از داده‌ها معمولا بر دستگاه‌های آفلاین ذخیره‌سازی اطلاعات مانند هارددیسک‌ اکسترنال، به‌ویژه برای داده‌های سنگین مانند ویدیوها متمرکز شده است. با حرکت به سمت سرعت‌های گیگابیتی، انتظار می‌رود از قابلیت پشتیبان‌گیری ابری که می‌توان در هر زمان و هر مکان به آن دسترسی داشت بیشتر استفاده شود.

کاربران چندگانه

 درنهایت، بزرگ‌ترین دلیل برای تغییر سرعت به گیگابیت این نیست که به یکی از داده‌های پرکاربرد (مثل ویدئو‌های با کیفیت 4k) دسترسی پیدا کنیم، بلکه نیازهای متعددی برآورده خواهد شد؛ مثلا یک خانواده چهارنفره با پخش هم‌زمان فیلم یا انجام بازی جی‌تی‌ای آنلاین، فقط می‌توانند کمی بیش از حداکثر پهنای باند اپراتور خود استفاده کنند؛ اما سرعت گیگابیتی همه‌ی این فعالیت‌های را به‌طور هم‌زمان پشتیبانی می‌کند و علاوه بر آن امکان پخش موسیقی در آشپزخانه، ویدیو 4k در اتاق نشیمن و یک بازی در اتاق بچه‌ها را بدون وقفه فراهم می‌کند.

آیا می‌توانیم با مودم فعلی خود به این سرعت دسترسی داشته باشیم؟

جواب کوتاه خیر است. بدون داشتن تجهیزات برای پشتیبانی از فیبر نوری با سرعت بالا یا استاندارد DOCSIS 3.1 برای استفاده از کابل هم‌محور، برای دسترسی به سرعت گیگابیتی شانسی ندارید. خبر خوب این است که کاربران اینترنت فیبر نوری و کابلی ممکن است بتوانند به‌سادگی با تغییر مودم-روتر قدیمی خود به یک مودم جدید با پشتیبانی از این سرعت به آن دسترسی داشته باشند.

شرکت نت‌گیر اولین مودم با استاندارد DOCSIS 3.1 خود را در تابستان گذشته عرضه کرد؛ مودم کابلی Nighthawk X4S AC3200 ​​که توسط Comcast تأیید شده بود. از آن به بعد، مودم‌های کابلی جدیدی توسط این شرکت، موتورولا و آریس عرضه شدند.

خدمات مبتنی بر فیبر، مانند Google Fiber و Verizon Fios، در واقع نیاز به یک مودم متفاوت و مشابه با قطعات سخت‌افزاری شبکه دارند که ترمینال شبکه نوری نامیده می‌شود و سیگنال فیبر نوری را به الکترونیکی برای استفاده اترنت تبدیل می‌کند. قطعا بدون سخت‌افزار مناسب هیچ راهی برای دسترسی به سرعت‌های گیگابیتی وجود ندارد.

مسئله مهم بعدی این است که به‌روزرسانی مشابهی باید در زیرساخت‌های ارائه‌دهندگان اینترنت انجام شود. تا زمانی که بعضی از مناطق با تجهیزات قدیمی سروکار داشته باشند، بخش‌هایی از کشور به این خدمات دسترسی نخواهند داشت. پس کسانی که هنوز از اینترنت دایل‌آپ یا ADSL استفاده می‌کنند، شانسی برای دسترسی به این سرعت نخواهند داشت.

آیا روتر Wi-Fi می‌تواند سرعت گیگابیتی ارائه کند؟

بهترین روترهای Wi-Fi در بعضی موارد می‌توانند از پس این سرعت برآیند؛ برای مثال استاندارد وای‌فای 802.11ac که در باند ۵ گیگاهرتز اجرا می‌شود با یک روتر MU-MIMO با استفاده از دو یا چند آنتن به سرعت کمی بیش از یک گیگابیت در ثانیه می‌رسد. استانداردهای جدیدتر 802.11ad و 802.11ax در روترهای جدید نشان داده‌اند که می‌توانند به‌راحتی به سرعت گیگابیتی دست پیدا کنند. استانداردهای قدیمی‌تر مانند، 802.11g و n نمی‌توانند این نوع عملکرد را ارائه دهند. پس اگر شما روتر خود را به 802.11ac ارتقاء ندهید، قطعا باید این کار را هنگام تغییر به اینترنت گیگابیتی انجام دهید، یا این روتر قدیمی تمام مزایای سرعت‌ جدید را از بین می‌برد.

آیا کامپیوتر یا گوشی ما توانایی استفاده از این سرعت را دارد؟

شاید بله شاید خیر. بیشتر اتصالات اترنت مدرن قادر به ارائه سرعت‌های گیگابیتی هستند که آن‌ها را در بسیاری از لپ‌تاپ‌ها و تقریبا تمام دسکتاپ‌های امروزه پیدا خواهید کرد. اگر می‌خواهید به بهترین سرعت ممکن در کامپیوتر خود دست یابید استفاده از اترنت بهترین راه است. خبر بد این است که پیدا کردن پورت‌های اترنت در لپ‌تاپ‌ها روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود و تلفن‌ها هیچ گزینه‌ای برای این اتصال سیمی ندارند؛ پس وای‌فای تنها چیزی است که نصیب ما می‌شود.

 

در نهایت، اگر از آخرین استانداردهای وای‌فای استفاده می‌کنید، می‌توانید یک اتصال با حداکثر ظرفیت ممکن را به گوشی یا لپ‌تاپ خود برقرار کنید، اما بعید است که در طول استفاده معمول از تمامی این پهنای باند عظیم استفاده کنید. اما چه اهمیتی دارد؟ در عمل هر وسیله‌ای که می‌تواند به اینترنت متصل شود از این سرویس استفاده خواهد کرد؛ گیگابیت تنها پهنای باندی را که به خانه شما منتهی می‌شود، تعیین می‌کند و تمام دستگاه‌های متصل‌شده شما به‌نوعی سود می‌برند؛ زیرا یک اتصال گیگابیتی مانند یک آزادراه چندلاین است که داده‌های مورد نیاز تمام دستگاه‌ها را در لحظه فراهم می‌کند.



تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1396برچسب:, | | نویسنده : مقدم

برخی فناوری‌ها آثار مثبت و عظیمی در ارتباطات و فعالیت‌های دیجیتالی داشته‌اند که تکنولوژی «بلاک‌چِین Blockchain » یکی از آن‌ها محسوب می‌شود. اغلب کشورهای توسعه‌یافته با رویکردی مثبت به استقبال فناوری‌های نوین می‌روند و با این فناوری‌ها نه‌تنها رونق و رشد اقتصادی خود را رقم می‌زنند، بلکه مسیر شکوفایی ظرفیت‌های نهفته خود را نیز هموار می‌کنند. امروزه در کشورهای پیشرو اغلب فعالیت‌های مهم از طریق تکنولوژی‌های مبتنی بر اینترنت انجام می‌شود. اکنون فناوری بلاک‌چین نحوه این فعالیت‌ها را با تغییر اساسی روبرو کرده و انتظار می‌رود در آینده نزدیک، دامنه این فناوری بیش‌ازپیش گسترش یابد.

دنیای ناشناخته بلاک‌چین

شاید بسیاری از ایرانیان به‌تازگی عنوان بلاک‌چین را شنیده باشند. این ابزار ناشناخته اما رؤیایی، با کاربردهای بالقوه و بالفعل خود توانسته است انقلاب بزرگی در اینترنت ایجاد کند. بلاک‌چین را می‌توان یک دفترکل دیجیتالی به حساب آورد که از تخریب مصون است و قابلیت ثبت هر تراکنش مالی و معامله اقتصادی را با ضریب امنیت بالا در خود دارد.

فناوری بلاک‌چین، پایگاه داده‌ای را به اشتراک می‌گذارد که کار ثبت و توزیع اطلاعات را بر عهده دارد. مهم‌ترین ویژگی این پایگاه داده قسمت تاریخچه آن است که به همین دلیل تغییر داده‌های ورودی در پایگاه را تقریباً ناممکن می‌کند؛ بنابراین سیستم تهیه گزارش در این پایگاه سبب شده تا قدرتمندتر و بهتر از دیتابیس‌های معمولی عمل کند. کارشناسان بر این باورند که بلاک‌چین ستون فقرات نوع جدیدی از اینترنت را ایجاد کرده است. بلاک‌چین در ابتدا برای بیت کوین طراحی شد؛ اما شواهد نشان می‌دهند به مرور زمان، دیگر قابلیت‌های پنهان این فناوری کشف خواهند شد و این فناوری، دنیای دیجیتال را با انقلاب دیگری مواجه خواهد کرد.

بلاک چین

روزنامه «وال استریت ژورنال» اخیراً در گزارشی درباره مزیت‌های بلاک‌چین نوشته بود:

در آینده‌ای نزدیک این فناوری برای توزیع، شناسایی و ثبت طیف وسیعی از خدمات مالی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

پیش‌بینی این روزنامه معتبر زودتر از آنچه انتظار می‌رفت اتفاق افتاده و امروز نه‌تنها پول‌های مجازی مانند بیت کوین مبتنی بر این تکنولوژی کار می‌کنند، بلکه شبکه‌های اجتماعی، فروشگاه‌های آنلاین و دیگر فعالیت‌های اقتصادی به‌تدریج در حال استقبال اجباری از بلاک‌چین هستند.

ارزهای رمزپایه؛ شفافیت و اطمینان

بلاک‌چین خدمت بزرگی به ارزهای رمزپایه کرده است؛ ارزهایی که غیرمتمرکز هستند و تحت کنترل یک نهاد مشخص و یا یک نفر نیست. بلاک‌چین با ایجاد یک بستر امن و شفاف برای ارزهای دیجیتال، این اطمینان را به کاربران می‌دهد تا تراکنش‌ها و معاملات خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. در حال حاضر ارزهای مجازی به‌ویژه بیت کوین با استفاده از تکنولوژی بلاک‌چین در بسیاری از کشورها خریدوفروش می‌شوند.

ترکیب این دو اختراع بزرگ (بیت‌کوین و بلاک‌چین) زمینه‌ای را فراهم آورده است که بسیاری معاملات و خریدهای اینترنتی به‌سادگی و با اعتماد بسیار بالا انجام می‌گیرند. ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین که بر پایه بلاک‌چین کار می‌کنند، مزیت‌های فراوانی دارند که از جمله آن می‌توان به اثر ضد تورمی آن اشاره کرد. بانک‌ها با توجه به نوع فعالیتشان همواره در حال چاپ پول اسکناس هستند؛ اما بیت کوین یا سایر ارزهای رمزپایه به نحوی طراحی شده‌اند که پس از رسیدن به تعداد مشخصی، دیگر افزایش نخواهند یافت؛ بنابراین تورم برای این پول‌های مجازی هیچ معنایی نخواهد داشت. ارزهای دیجیتال مزیت‌های فراوان دیگری هم دارند که نیاز به بحث مفصل دارد.

بلاک چین

لزوم رویکرد مثبت دولت به فناوری بلاک‌چین

همان‌طور که گفته شد اغلب کشورهای توسعه‌یافته با آغوش باز به استقبال فناوری معتبر و مستحکم بلاک‌چین رفته‌اند و استفاده‌های گسترده‌ای از آن می‌کنند. در ایران نیز گام‌های مثبتی در این زمینه برداشته شده است؛ اما دولت برای تسهیل استفاده از ظرفیت‌های فناوری بلاک‌چین و کاربردهای آن در اقتصاد کشور، قدرت کافی را در اختیار دارد و می‌طلبد که با تدوین و ابلاغ یک سری قوانین شفاف، زمینه استفاده حداکثری از این تکنولوژی را به نفع اقتصاد ایران فراهم کند.

بانک مرکزی می‌تواند به‌عنوان رگولاتوری یا نهاد تنظیم کنند، زیرساخت‌های استفاده از بلاک‌چین و همچنین ارزهای رمزپایه را به وجود آورد. دولت نباید به‌سادگی از مزیت‌های بلاک‌چین عبور کند؛ چراکه همین فناوری امن است که توانسته بستری اطمینان‌بخش برای ارزهای دیجیتال و دیگر فعالیت‌ها مالی فراهم کند. همان‌طور که گفته شد ارزهای دیجیتال تورم را محو می‌کنند ولی مزیت‌های دیگری چون شکستن تحریم‌ها، خرید آسان، ایجاد مشاغل مدرن و پردرآمد و رفع فقر را به همراه دارد. همین نکات مثبت کافی است تا دولت نگاه عمیق‌تر و مثبت‌تری دراین‌باره داشته باشد. گفته می‌شود بانک مرکزی در حال ایجاد ضوابطی است تا با همکاری بانک‌ها زمینه استفاده از فناوری‌های مالی در ایران مهیا شود. بنا بر آنچه از سوی بانک مرکزی تعیین شده مقرر است این چارچوب تا پایان سال آینده در سه فاز تدوین شود. فاز دوم این ضوابط مربوط به ارز مجازی یا ارز رمزپایه و فناوری‌های زنجیره بلوک (blockchain) است که باید تا پایان نیمه نخست سال ۱۳۹۷ تدوین شود.

برگزاری اولین کنفرانس رگولاتوری بلاک‌چین و رمزارزها

فناوری‌های نوین جایگاه ویژه ای در افزایش سطح زندگی انسان‌ها داشته‌اند تا جایی که تارخ بشر بر‌اساس ظهور فناوری‌ها و دانش‌های جدید تقسیم‌بندی می‌شود، ظهور فناوری بلاک‌چین و رمز‌ارزها این پتانسیل را دارد که نقطه عطف تاثیر‌گذار در تاریخ بشر باشد. آشنایی با مبانی و جایگاه قانونی این فناوری، تاثیر آن در قسمت‌های مختلف دولت،اجتماع،فرهنگ و نظام جامعه، بررسی دقیق نوع ارتباط دولت‌ها با اجتماع در صورت پیاده‌سازی این فناوری‌ها و انجام تحقیقات عمیق و گسترده با توجه به تبعات مثبت و منفی آن‌ها و ارائه راهکارهای موثر و جلب توجه جوامع علمی،اجرایی،قانون‌گذاری و عمومی به این حوزه، ما را بر آن داشت اقدام به برگزاری اولین کنفرانس ملی رگولاتوری بلاک‌چین و رمزارزها نماییم. امید است با حمایت دولتمردان، محققان و صاحب نظران محترم این مرز و بوم بتوانیم زیربنایی مستحکم را در این زمینه پایه‌ریزی کنیم.

کنفرانس رگولاتوری بلاک‌چین و رمزارزها با هدف هم افزایی علمی و عملی دست به اقدامی قابل تقدیر زده و در فرخوان بزرگ کشوری به تاریخ دهم اسفند ماه ۱۳۹۶ در محل سالن همایش‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، از تمام اقشار تاثیر گذار اعم از دانشگاهیان، مدیران، مسولان کشوری، حوزه حقوقی، حوزه پولی بانکی، فعالان اقتصادی و... دعوت به عمل می آورد تا در این رویداد بزرگ در کنار هم باشیم و از این فرصت بزرگ به بهترین نحو استفاده کنیم. علاقه‌مندان به شرکت در این کنفرانس آموزشی می توانند با مراجعه به آدرس اینترنتی زیر در این کنفرانس آموزشی حضور داشته باشند. همچنین برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با شماره تماس ۴۴۹۶۹۲۶۰-۰۲۱ دبیرخانه کنفرانس در تماس باشید.

به مقاله های برگزیده به انتخاب هیئت داوران کنفرانس، جوایزی به شرح زیر تعلق خواهد گرفت:

  • نفر اول مبلغ ۵۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال
  • نفر دوم مبلغ ۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ريال
  • نفر سوم مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ريال

آدرس اینترنتی ثبت نام در کنفرانس 



مایکروسافت و کوالکام، دو غول دنیای فناوری روز چهارشنبه در کنگره‌ی جهانی موبایل در بارسلون اسپانیا اعلام کردند که طیفی از کامپیوترهای ویندوز ۱۰ همیشه متصل که مجهز به تراشه‌ی اسنپدراگون کوالکام هستند، به‌زودی در فروشگاه‌ها موجود خواهند شد.

این طیف از کامپیوترها در ایالات متحده از طریق آمازون و فروشگاه‌های مایکروسافت، در استرالیا از طریق فروشگاه‌های مایکروسافت و در چین از طریق وب‌سایت JD.com قابل خرید خواهند بود. در ایتالیا مشتریان می‌توانند این دستگاه‌ها را از طریق خرده‌فروشی یونیرو سفارش دهند.

 

علاوه بر این، خرده‌فروشان فرانسوی Boulanger و Fnac و برخی از فروشگاه‌ها در بریتانیا از جمله فروشگاه‌های ایسوس، بی‌تی شاپ، جان لوئیس، فروشگاه‌های مایکروسافت و پی‌سی ورلد اقدام به فروش این کامپیوترها خواهند کرد. این فروشگاه‌ها هم از طریق اینترنتی و هم حضوری این دستگاه‌ها را به فروش خواهند رساند.

متیو بارلو، نائب‌ رئیس بخش ویندوز و دستگاه‌ها در مایکروسافت، می‌گوید:

مایکروسافت و کوالکام تکنولوژیز در همکاری نزدیک با تولیدکنندگان برجسته‌ی کامپیوتر، از محدودیت‌های کامپیوترهای ویندوزی و توانایی آن‌ها فراتر رفته‌اند و در عین حال قابلیت‌ها و تجربه‌های خلاقانه‌ای که کاربران ویندوز ۱۰ انتظار دارند، ارائه کرده‌اند. ما مفتخر هستیم که مشتریان در سراسر جهان اکنون می‌توانند به تجربه‌ی استفاده از کامپیوترهای همیشه متصل دست یابند و از عمر باتری فوق‌العاده و عملکرد بی‌نظیر آن‌ها لذت ببرند.

اپراتورهایی که از اتصال نسل چهارم شبکه‌ی موبایل کامپیوترهای همیشه متصل پشتیبانی می‌کنند شامل سی‌ام‌سی‌سی چین، ترنزاتل فرانسه، تلکام آلمان، تلفونیکا، سوئیسکام، EE، ورایزن، اسپرینت، تی-موبایل و AT&T هستند.

پیتر برنز، مدیر ستاد بخش بازاریابی بی‌سیم در کوالکام، به وب‌سایت ZDNet گفت:

در اروپا، نرخ آگاهی از [دستگاه‌های متصل] بسیار بالاتر است. در ایالات متحده میزان آگاهی پایین‌تر اما تقاضا در حال افزایش است.

وی در ادامه افزود:

بزرگ‌ترین مانع در پذیرش [دستگاه‌های متصل]، بسته‌های مقرون‌به‌صرفه‌ی دیتا بود. در اروپا، قیمت‌گذاری و انعطاف‌پذیری بسته‌ها بسیار بیشتر است. من معتقدم که شاهد بروز تغییراتی در ایالات متحده و همچنین نحوه‌ی افزودن این دستگاه‌ها به بسته‌های دیتا خواهید بود. بازار برای این تغییر آماده است.

کوالکام در دسامبر ۲۰۱۷ ویندوز ۱۰ روی پلتفرم موبایل پی‌سی را معرفی کرد. کامپیوترهای همیشه متصل کوالکام و مایکروسافت قصد دارند اتصال آنی و لحظه‌ای را که در گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها شاهد هستیم، روی لپ‌تاپ‌ها و دستگاه‌های هیبریدی ارائه دهند.

کامپیوترهای فعلی برای اتصال به اینترنت، نیازمند جستجو و یافتن شبکه‌های وای‌فای هستند. این مسئله موجب بروز وقفه در بهره‌وری کاربر و اتلاف وقت او می‌شود؛ اما طیف جدید کامپیوترهای مایکروسافت و کوالکام قصد دارند از طریق ایجاد دسترسی به شبکه‌های همراه از طریق اتصال نسل چهارم پرسرعت موبایل، این مشکل را برطرف کنند و اتصال پایدار و همیشگی در اختیار کاربر قرار دهند.

برنز می‌گوید:

اکنون در دوران متفاوتی نسبت به ۵ سال قبل به‌سر می‌بریم. سرعت این شبکه‌ها به طرز نامحدودی بالا است. ما در عصر گیگابیت به‌سر می‌بریم و این فناوری به‌صورت جهانی در بازارهای مختلف در حال انتشار است. از نظر ظرفیت، این شبکه‌ها آنجا موجود هستند.

میگوئل نونس، مدیر ارشد تولید در کوالکام می‌گوید این شرکت «آنچه می‌توانست، از یک گوشی موبایل گرفته و آن را درون یک پوسته‌ی بزرگ‌تر قرار داده است.» این پوسته شامل دستگاه‌هایی نازک و بدون فن با ابعاد بالا می‌شوند تا سخت‌افزار لازم از جمله مودم‌های پرسرعت کوالکام داخل آن‌ها قرار بگیرد.

مدل‌های موجو کامپیوترهای همیشه متصل شامل ایسوس NovaGo و اچ‌پی Envy x2 هستند. در جریان نمایشگاه CES 2018، لنوو نیز با معرفی تبلت هیبریدی Miix 630 به جمع سازندگان این کامپیوترها اضافه شد.

کوالکام ابتدای ماه جاری میلادی، از مودم جدید اسنپدراگون X24 LTE با امکان پشتیبانی از 5G رونمایی کرد. این مودم که بر پایه‌ی معماری ۷ نانومتری FinFET توسعه یافته است، تا حداکثر سرعت ۲ گیگابیت بر ثانیه در اختیار کاربر قرار می‌دهد.



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 2122 صفحه بعد